گونه ميش مرغ (Otis tarda) از گونه هاي منحصر به فرد و بسيار مهم جانوري در دنيا به شمار مي آيد كه نسل آن با خطر انقراض روبه رو است . ميش مرغ پرنده اي است با قدمت چند ميليون ساله و تصاويري از اين پرنده که توسط شکارچيان بر روي ديوارهاي غارها کشيده شده قدمت پرنده را حدود 40 تا 50 ميليون سال نشان مي دهد. در سال هاي اخير به علت تغييرات گسترده ايجاد شده در وضع زيستگاهي اين پرنده نسل آن بشدت در معرض تهديد قرار گرفته است ميش مرغ، پرنده اي است بسيار وحشي و رمنده كه از شلوغي گريزان است و تحمل گرما را ندارد و در مناطق خيلي گرم زندگي آن با مشكل روبه رو مي شود. به علت سنگين بودن جثه اش به سختي پرواز مي كند و به همين علت و همچنين به دليل تشخيص دشمنان خود از فاصله دور، قلمرو زيستگاهش را در اراضي مرتفع و وسيع و كشتزارهاي بدون درخت انتخاب مي كند. یک سازمان مردم نهاد پس از انجام مراحل پژوهشی طرحی با عنوان " بررسی راهکارهای حفاظتی میش مرغ دشت بوکان با تمرکز بر فرهنگ سازی در جوامع محلی " را جهت تامین اعتبار به صندوق تسهیلات جهانی محیط زیست (جف) طی هفته های آینده ارایه می کند. مدیرعامل موسسه نبض سبز حیات که تدوین این طرح را در دست دارد پیرامون این طرح به سبزپرس گفت: هم اکنون در اراضی زراعی دشت بوکان به عنوان آخرین زیستگاه "میش مرغ" در ایران حدود چهل قطعه میش مرغ زندگی می کند. مدیرعامل موسسه نبض سبز حیات در تشریح مهم ترین عامل تهدید کننده میش مرغ گفت: از گذشته های دور از آنجا که این پرنده در مزارع زندگی می کند، کشاورزان به این پرنده به عنوان یک تهدید برای محصول خود می نگریستند؛ اما با فرهنگ سازی برای حفاظت از طریق جوامع بومی، بهترین راه تغییر این وضعیت بحرانی است. ۲۷.۴
ميش مرغ پرنده اي است بسيار زيبا كه در دشت هاي وسيع، پهناور و مناطق بيشه زار و كم درخت زندگي مي كند و آشيانه خود را در ميان علفزارها مي سازد. ميش مرغ از پرندگان سنگين وزن دنيا به شمار مي آيد و پرنده اي است محتاط، ترسو و بسيار تيزهوش كه داراي پروازي پرقدرت است. اين پرنده پاهاي نسبتاً بلند و گردني دراز دارد. دم پرنده كوتاه بوده و همين عامل موجب شده تا جثه اش بهتر نمايان باشد. پرنده نر داراي پرهاي قهوه اي رنگ متمايل به خاكستري است. پرها در برخي نقاط بدن مانند گردن و قسمت هايي از بال ها و دم راه راه است و درتمام بخش زيرين سفيد رنگ است. پرنده ماده از نظر پرها تنوع كمتري دارد در اطراف سر پرنده نيز پرهايي مشاهده مي شود.كشور ايران يكي از زيستگاه هاي آسيايي اين پرنده به حساب مي آيد. ميش مرغ در همدان، جنوب آذربايجان، كردستان، كرمانشاه و نواحي تپه ماهوري بويژه در كشتزارهاي غلات زيست مي كند. بر اساس شواهد موجود علت عمده كاهش تعداد اين پرنده ايجاد اختلال روز افزون در مناطق تخمگذاري آن به شمار مي آيد كه خود حاصل دست اندازي مستمر آدمي به طبيعت و زيستگاه اين پرنده است.
مهندس حمیدرضا ریحانیان افزود: نسل این پرنده در استان های کردستان و همدان منقرض شده و حتی میش مرغ ها در این مناطق به صورت مهاجر هم زندگی نمی کنند. طی سه سال اخیر تنها 40 قطعه از این پرنده در دشت بوکان در آذربایجان غربی باقی مانده است.
او با اشاره به روند تدوین طرح مذکور گفت: موسسه نبض سبزحیات هم اکنون در مراحل پایانی تدوین طرحی با عنوان بررسی راهکارهای حفاظتی میش مرغ دشت بوکان با تمرکز بر فرهنگ سازی در جوامع محلی برای ارایه آن به جف است. این طرح طی هفته های آینده به صندوق تسهیلات جهانی محیط زیست (جف) فرستاده خواهد شد.
ریحانیان در این باره افزود: امیدواریم با تخصیص اعتبار مالی بتوانیم در قالب برگزاری کارگاه های آموزشی و استفاده از ابزارهای تبلیغاتی به ساکنان بومی منطقه، راهکارهای حفاظتی را آموزش داده و آنها را در این زمینه آگاه کنیم.
او وضعیت کنونی این گونه را بحرانی توصیف کرد و افزود: پیش از پژوهش های انجام شده برای طرح مذکور مطالعه موثری پیرامون این گونه صورت نگرفته است. 
+ نوشته شده در 88/08/15ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط راميار |
کبک .. سمبل معشوقه وآزادی در ادبیات ۲۷.۴
این پرنده همانند پرنده زلاند نویی (کیوی) که فقط در این کشور وجود دارد و یا پرنده کوبایی (توکورورو) که شکار آن بسیار سخت است و باعث شگفتی مردم کوبا شد تا جایی که رنگ پرچم جزیره خود را از رنگهای پر آن گرفتند در نوع خود بی نظیر نیست ، با این وجود هیچ پرنده ای نمی تواند در به دست آوردن لقب پرنده ملی در کردستان عراق با آن رقابت نمایند . این پرنده همان کبک رومی معروف به کبک چوکار می باشد.
در بسیاری از آهنگهای قدیمی کردستان عراق از کبک یاد شده است وهنوز هم بسیاری از خانواده ها نام (که وی) که نام کبک ماده به زبان کردی می باشد را برای دختران خود ونام (رباد) را که نام کبک نر جذاب وبرجسته در رنگ می باشد برای فرزندان پسر خود انتخاب می کنند وبسیاری نیز معشوقه خود را به این کبک به علت زیبایی آن تشبیه می کنند واگر فرد خوش قامتی با گامهای روان ببینند او را به کبک چوکار تشبیه می کنند.
آهنگهای کردی نیز سرشار از آهنگهایی است به عنوان سمبل زیبایی ویا معشوقه ودر جاهایی نیز سمبل مبارزان ومناطق کرد نشین کردستان به دفعات نام کبک در ان آمده است.
عبد الرحمن حاجی یک شاعر کرد است ومی گوید دو بار نام کبک را در شعر خود استفاده کرده است که یکبار به جذابیت آن اشاره کرده است وخاطر نشان می سازد اگر یکی از سه صدا را کسی بشنود متوجه خواهد شد در یک منطقه کردی است ، صدای آب در رودخانه های وآبراهها ، صدای کبک چوکار وصدای قهقهه جوانان در جایی که زمینه زیادی برای خنده وجود ندارد.
حاجی می افزاید در قصیده دوم از کبک به عنوان سمبل آزادی یاد کرده است که این قصیده در دهه هشتاد قرن گذشته سروده شده است ودر ان زمان وضعیت سیاسی نامناسبی در کردستان عراق داشتیم واهالی تحت ستم شدید رژیم بعث بودند.
متأسفانه ... کبک خائن است
همانگونه که تصویر وصدای کبک نشانه های مثبتی در جامعه کردی دارد ولی نشانه منفی دیگری نیز دارد چرا که کبک در ادبیات کردی سمبل خیانت نیز هست واگر اهالی یک کبک را ببیند ویا صدای او بشنوند می گویند : متأسفانه .. کبک خائن است.
علت این امر به رفتار این پرنده هنگام مورد استفاده قرار گرفتن در شکار باز می گردد ودر حالی که در قفس می باشد با صدای خود همنوعان خود را جذب می کند تا در دام بیفتند.
جعفر محی الدین شکارچی می گوید : اغلب پرندگان چنین رفتاری نمی کنند ومعمولا از پرندگان نر برای شکار پرنده ماده ویا بالعکس استفاده می گردد ولی کبک به گونه ای با صدا عمل می کند که دو جنس نر وماده را گرفتار می سازد.
وشاید کردها به علت خیانتهای مکرر صورت گرفته در تاریخ سیاسی آنان به مسئله خیانت کبک چوکار به همنوعانش پی بردند . عبد الرحمن حاجی شاعر کردی در این زمینه می گوید : تاریخ سیاسی کردها مملو از خیانت داخلی وخارجی است .
حاجی به یک نمونه خیانت دخالی کردها اشاره می کند ومی گوید در حمله کشتار جمعی که رژیم سابق بر علیه شهروندان کردی که به نام انفال شهرت یافت ومنجر به کشته شدن بیش از 100 هزار نفر گردید علاوه بر متهمان عرب ، حدود 170 تن از کردها نیز در اجرای آن مشارکت داشتند که در قتل همنوعان خود بدون هیچ علتی سهیم بودند.
پیشنهاد تأسیس جمعیت علاقه مندان کبک
از زمانی که عراقیان اولین تمدنها در چهار هزار سال پیش مس را کشف کردند به ساخت ابزار شکار پرداختند وشروع به شکار حیوانات وپرندگان نمودند از جمله شکار کبک چوکار که تاکنون ادامه دارد.
آزاد مصطفی روزنامه نگار کردی می گوید : منظره تجمع علاقه مندان پرورش وشکار کبک در یک محل ویا رفتن انفرادی وجمعی آنان به شکار برای وی بسیار جالب است.
وی می افزاید : آرزو می کند این افراد با پشتیبانی سازمانهای دولتی وغیر دولتی اقدام به تأسیس جمعیت ویژه پرورش وشکار کبک نمایند.
مصطفی معتقد است تأسیس این جمعیت دو جنبه مثبت دارد اول اینکه به این فعالیت زیبا وسنتی در این منطقه رسیدگی می شود ودوم حفاظت از این پرنده وجلوگیری از شکار بی رویه ونامنظم چرا که در زمانهای مشخصی شکار انواع پرندگان وحیوانات جایز نیست واین امر در مورد کبک نیز صدق می کند.
پرنده ای که پرواز را ترجیح نمی دهد ودر حفره های زمین لانه می سازد
کبک به مرغ سانان تعلق دارد که شامل 48 راسته است و221 گونه آن شناخته شده است که بدن انباشته ای دارد ومیانگین طولش به 30 سانتی متر می رسد ودویدن را بر پرواز ترجیح می دهد ولی هنگام احساس خطر تا دور دست پرواز می کند وتوانایی زیادی در پنهان شدن در میان صخره ها دارد. کبک دوست محیط زیست به شمار می رود وغذای او را گیاهان وحبوبات وحشرات مضر تشکیل می دهد .
با وجود اینکه کبک در منطقه خاصی سکونت دارد ولی تعدادی از آن در فصل مهاجرت به جایی دیگر ویا به کشور دیگری منتقل می شود تا به مناطق گرمسیر برسد . کبک مانند دیگر پرندگان در مناطق خود در معرض شکار بی رویه قرار می گیرد.
کبک در اغلب به صورت زوجی زندگی می کند وقبل ودر هنگام فصل جفت گیری به صورت گله ای زندگی می کند ودر ماه مارس در فصل بهار هر کبک ماده حدود 15 تخم در لانه می گذارد که این لانه عبارت است از حفره ای در زمین در زیر درختچه ها وگیاهان ویا در نزدیک آن.
نوک وپای کبک به رنگ قرمز می باشد که کبک نر دارای خطوط مشکی در دور سر تا بالای چشمان دارد واز کبک ماده بزرگتر است ورنگهای زیایی دارد.
علاقه مندان پرورش کبک می توانند آن را اهلی نمایند با استفاده از قفسها واتاقهای بسته دارای شن ویا چوب اره ومجهز به محل دانه وآب . ومی توان در هفته های اول نسبت به خروج وی به حیاط وبازگشتند به قفس آموزش داد.
غذای کبک را حبوبات ، سبزیجات وآرد استخوان وویتامین ها تشکیل می دهد که متناسب با سن پرنده داده می شود وبا بالا رفتن سن به غذای بیشتری نیاز خواهد داشت.
شکارچیان می گویند سه گونه کبک چوکار در کردستان عراق وجود دارد یک گونه با رنگ مایل به سفید که در کوههای منطقه سنجاروجود دارد ودو گونه دیگر که رنگهای آن مایل به قرمز ومشکی می باشد ودر اغلب کوهستانهای منطقه وجود دارند.
آموزش پرنده مبارز
علاقه مندان به پرورش کبک چه کسانی که آن را شکار می کنند ویا از ابتدا آن را پرورش می دهند کبکهای نر را برای مبارزه آماده می سازند که این کار با روشهای ویژه ای صورت می گیرد وکبک مورد نظر برای چند روز به تنهایی در یک قفس تاریک ویا با نور کم قرار داده می شود که این امر منجر به ایجاد روحیه خشونت در این پرنده می شود ودر صورت قرار گرفتن در کنار دیگر پرندگان با آنان خواهد جنگید.
در بسیاری از مواقع شکارچیان وپرورش دهندگان کبک پول هنگفتی را در مبارزه پرندگان خود از دست می دهند که ممکن است پرنده ای با قیمت بیش از دو هزار دلار در این مسابقه شرکت نماید ولی در صورت شکست خوردن ارزش خود را از دست خواهد داد که در اغلب مواقع صاحب آن اقدام به ذبح وترک کردن آن در صحنه مبارزه می نماید.
ودر مقابل نیز علاقه مندان به پرورش وشکار کبک می توانند مبالغ زیادی به دست آورند واگر پرنده مناسبی برای مبارزه پرورش یدهد می توانند با قیمت کلانی به فروش برساند وگاهی یک پرنده که به صورت مناسب برای مبارزه آموزش دیده وشهرت پیدا کرده باشد وفقط پنج دلار برای صاحب آن هزینه داشته است به قیمت چند هزار دلار به فروش می رسد.
کبک .. پرنده ملی کردها
سنت انتخاب یک پرنده برای به عنوان پرنده ملی یک کشور به بیش از 200 سال پیش باز می گردد وایالات متحده امریکا اولین کشوری بود که یک پرنده ملی برای خود انتخاب نمود و دیگر کشورها نیز به انتخاب سمبل ملی از جمله پرنده ملی خود اهتمام می ورزند که گاهی این امر به رفراندوم نیز گذاشته می شود.
در سال 1960 نمایندگان کشورهای شرکت کننده در دوازدهمین کنفرانس بین المللی حفاظت از پرندگان پیشنهاد کردند هر کشوری یک پرنده ملی انتخاب نماید که تاکنون بیش از 40 کشور به این امر اقدام کردند.
اردن کنجشک صورتی سینا را به عنوان پرنده ملی خود انتخاب نمود وپرنده توکورورو که مشهور به سخت بودن شکار آن است به عنوان پرنده ملی کوبا وباز سر سفید توسط امریکا ودر ژاپن مرغ ماهی خوار به عنوان سمبل دولت انتخاب گردیده است.
دولت محلی کردستان که سرود ملی وپرچم خاص خود را در سالهای گذشته انتخاب نموده است نیز شاید در آینده یک پرنده ملی انتخاب نماید ودر آن هنگام کبک چوکار بیشترین شانس را در این زمینه خواهد داشت.
منبع: خبرگزاری عراق نو
+ نوشته شده در 88/08/09ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط راميار |
بسيار تعريفشان را شنيده ام ، همگان از آنان نيك مي گويند ، مهربانيشان بر همه كس آشكار است ، از پشتكارشان گفتني ها شنيده ام ، از عشقشان ، از اميدشان ، از دوست داشتنشان از شجاعتشان . كوهنوردان را مي گويم !: اگر پاي صحبتشان بنشيني شنيدني هاي بسياري برايت دارند . مي شنوي كه چگونه از چشمه آب مي نوشند و به تماشاي زيبايي هاي آب روان مي نشينند و چگونگي رويش گل هاي بهاري را چه زيبا وصف مي نمايند . از شيطنت هاي بچه گانه ي سنجاب تا آرامشي كه در لانه ي پرنده اي كوچك كه چشم انتظار بازگشت مادرش است .از هم صحبتی با باد و رازهای شبانه با مهتاب می گویند. از طنين دل نشين پرندگان مي گويند كه سكوت طبيعت را به همراه نسيمي خنك به بهشتي وصف نا شدني تبديل مي نمايد .مي گويند : در سرسبزي بهار تا پر باري تابستان زندگي را حس مي كني اكنون مي فهمي كه زندگي براستي چيست؟ پاييز را ميگويند كه درختان حتي زماني كه مي دانند ديگر زماني نيست زيباترين جامه هايشان را مي پوشند تا بگويند تا زنده هستي زيبا زندگي كن . چه خوش وصف مي نمايند هم صحبتي با برف را ؛ معلمي كه هر بار سيلي سوزناكش بر صورت گرمشان درس مقاومت و صبوري را به آنان مي دهد و همان معلم چگونه با رسيدن بهار بستر رويش گلها را فراهم مي سازد . اما همه اينگونه نمي گويند و اينگونه نمي بينند بسياري از اين كوهنوردان كه هر روز مي بينيم آناني كه سالهاست كوله هايشان را به دوش مي كشند و راهي كوهستان مي شوند . يكبار هم زيبايي هاي سنگ كوچك داخل آب چشمه را نديده اند با اينكه بارها از آن آب نوشيده اند و آنان هيچگاه گلهايي كه رويده اند و به همراه نسيم مي رقصند را نديده اند و تا بحال بويش را حس نكرده اند ، هيچگاه نگاه پر مهر پرنده را به جوجه اش نديده اند با اينكه لانه هاي بسياري زير پايشان ويران شده است و بوته هاي زيادي را به آتش كشيده اند اما هيچگاه زندگي را از نگاه يك بوته تجسم نكرده اند . آنها نسیم را نفهمیده اند ! چه بيگانه اند اينان ...!
+ نوشته شده در 88/08/04ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط راميار |
تالاب کاني برازان ( در زبان کردی به معنی چشمه گرازهاست ) در قسمت شمالي حوزه آبريز رودخانه هاي مهاباد و سيمينه رود واقع است که در شمال و شرق روستاي قره داغ گستره شده و تا تالاب گروس امتداد مي يابد
احداث زهکشي اصلي ساحل راست شبکه آبياري مهاباد ،تالاب کاني برازان را از بقيه اراضي تالابي مجاور جدا کرده است.
تالاب کاني برازان يکي از مهم ترين تالاب هاي اقماري جنوب درياچه اروميه است که زيستگاه پرارزشي را براي پرندگان آبزي فراهم کرده است.
اين تالاب همچون تالاب بزرگ درياچه اروميه به دليل همجواري جوامع انساني با طبيعت با خطر روبرو هستند به طوري که روند شکار غير قانوني و برداشت گياهان آبي از آن جمله (ني) و(جگن)هنوز ادامه دارد.چراي بي رويه زمينهاي اطراف وتخريب زيستگاه هاي جانداران به دست انسان ،عبور جاده هاي شهري از ميان تالاب ها،شکار بي رويه حيات وحش، برداشت علوفه آبي و گسترش جوامع و شهرهاي اطراف با حذف گونه هاي گياهي وجانوري خطري جدي براي موجوديت اين تالا بها هستند.
اين تالاب باوسعتي بالغ بر 900 هکتار در 30 کيلومتري شمال شهرستان مهاباد واقع شده و از سوي کميته ملي طبيعت گردي کشور به عنوان نخستين سايت پرنده نگري در ايران معرفي شد .
اين گنجينه ارزشمند با چشم انداز زيبا و طبيعي خود، در زمان حاضر متنوع ترين گونه هاي جانوري از جمله انواع پرندگان آبزي و غيرآبزي را در دامان خود پرورش مي دهد و در فصول مختلف سال از جمله مهمترين تالابهاي استان براي زمستان گذراني و تخمگذاري پرندگان به حساب مي آيد.
بر اساس آخرين بررسي ها تعداد 75 گونه پرنده آبزي و کنار آبزي متعلق به 11 خانواده در اين تالاب شناسايي شده است که در صورت اضافه نمودن گونه هاي خشک زي اين تعداد به بيش از 180 گونه خواهد رسيد که همين امر اهميت تالاب را بيش از پيش آشکار مي سازد .
از گونه هاي مهم پرندگان اين تالاب مي توان به فلامينگو، چنگر، اردک بلوطي، اردک سرسفيد، حواصيل خاکستري، پرستوي دريايي، اردک مرمري ، باکلان کوچک، پليکان سفيد، چوب پا، کشم بزرگ و عروس غاز اشاره نمود .
در ميان اين پرندگان انواع نادري چون "خروس کولي دم سفيد" ، "اردک سر سفيد" و "اردک مرمري" نيز ديده مي شود که در کمتر تالابي از کشور تاکنون مشاهده شده است .
معرفي تالاب کاني برازان مهاباد از سوي کميته ملي طبيعت گردي کشور به عنوان نخستين سايت پرنده نگري کشور نشان دهنده اهميت منحصر بفرد اين تالاب در سطح کشور دارد .
با معرفي اين تالاب زيبا و شگفت انگيز به عنوان يک سايت پرنده نگري در کشور، بهره برداري اکوتوريسمي از اين تالاب براي علاقمندان به طبيعت فراهم شده است .
+ نوشته شده در 88/08/01ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط راميار |
بلاخره چشممون به جمال جناب احمدپور روشن شد !
مدتی بود که نبود ! البته نه اینکه بود و نبودش زیاد فرقی داشته باشه ها ....
اما خوب گاهی دلمون یه خورده براش تنگ می شد ....
چه با معرفتم من !
حسن خان وبلاگ نو رسیده مبارک
+ نوشته شده در 88/07/23ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط راميار |
سید بابک موسوی برای مطالعه کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...
راهنماهاي طبيعتگردي و محققين علوم طبيعي و عكاسان حيات وحش و شايد بعضي شكارچيان، ساعتهاي بسياري را در طبيعت ميگذرانند و بالطبع به عناوين مختلف با حيات وحش جانوري و گياهي سروكار دارند ولي انگشت شمارند از اين جمع كه به اندازه عكاسان حيات وحش به جانوران وحشي نزديك شده و از ديدن شگفتيهاي آفرينش آنها غرق در حيرت شوند. اول صبح زماني كه كبكها و تيهوها پس از خوردن آب سر به آسمان ميسايند و در اوج لذت شروع به آواز خواندن ميكنند يا يك پازن زيبا كه برفراز صخرهاي بس بلند و سخت براي ما و آسمان براي او مغرورانه و با صلات ايستاده است يا پرشهاي بلند و هنرمندانه قوچ و ميشها در هنگام فرار از دشمن و... كمتر انساني است كه چنين لحظاتي را درك كرده باشد و چقدر لذت بخش است ثبت هنرمندانه اين لحظات توسط انسانهايي اهل ذوق و هنر (مثل شما) كه به اندازه كافي راجع به حيات وحش و عكاسي و هنرمندانه انديشيدن ميدانند.. آيا شکارچیان كه از نزديك شدن به حيات وحش را به خصوص براي حيواناتي كه شكار ميشوند، هنري بزرگ ميدانند، اطلاع دارند كه براي گرفتن يك عكس خوب از يك پستاندار بزرگ جثهاي همچون قوچ و ميش يا كل و بز بايد به فاصله 40-70 متري آنها رفت و درهمان حالت علاوه بر جهت باد و ايجاد نكردن صدا به زاويه نور كه بر موضوع ميتابد و نحوه ايستادن آنها و پس زمينهاي كه بايد مناسب باشد و رفتارسنجي صحيح حيوان و... دقت كرد؟ بنابراين چطور شليك از فواصل 100-300 متري (به استناد گفته خود شكارچيان) به موجودي كه توانايي دفاع از خويش را ندارد هنرمندانه ميدانند و به خون غلتيدن آخرين جمعيـتهاي قوچ و ميش و كل وبز ايران را كه در ردههاي بالاي طبقهبندي گونههاي درمعرض خطر در سطح جهاني قرار دارند و حتي زنده عكس گرفتن از يك حيوان تيرخورده را كه در حال زجر است يك هنر ميدانند؟! چرا به جاي صداي وحشتناك يك شليك را با صداي يك كليك نرم و آرام شاتر يك دوربين خوب عوض نميكنند؟! چون در نهايت با كمي تفاوت، نتيجه يكي است. در حالت اول در صورت موفقيت يك عكس پيروزمندانه با يك حيوان غرق در خون است و در حالت دوم فريز كردن زمان و مكان آن حيوان زيبا از دايره ديد شما برروي سنسور و يا نگاتيو دوربين شما. ولي آن تفاوت اندك در اين است كه در حالت دوم آن حيوان زيبا (با شاخهايي كه شما عاشق آنهاييد) پس از نگاهي كوتاه به شما با جستهايي بلند و زيبا كه لذت ثبت آن را دو چندان ميكندف در آغوش مهربان طبيعت باقي ميماند و با قابي زيبا زينتبخش خانهها خواهد شد. اگر نتيجه كار را به هر كس نشان دهيد به خاطر رفتار هنرمندانه و مهربانانه شما با طبيعت به اوج انسانيت شما تبريك خواهد گفت. برخي تجربيات من در زمينه هنر عكاسي از حيات وحش ايران:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/07/12ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط راميار |
ما همیشه یاد گرفتیم کارهای خوب و پسندیده رو به خودمون نسبت بدیم و کارهای زشت رو به دیگران . هر کار ناپسند ی انجام میگیره راحت به مسافرها نسبت داده میشه . آره مسافرها هم نقش دارند اما این چشمه ای که عکسشو می بینید منطقه ایه که مسافرها گذرشون بهش نمی افته . بد نیست برای لذت خودمون هم که شده یکمی فکر کنیم . این چشمه که می تونست خیلی زیبا باشه بازهم می تونه زیبا بمونه اما اگر ما این رو بخواهیم ... دوست دارم یک بار فکر کنیم ببینیم تفاوت این دو عکس در کجاست ؟ فقط همین یک بار آب را گل نكنيم:
در فرودست انگار، كفتري ميخورد آب.
يا كه در بيشه دور، سيرهيي پر ميشويد.
يا در آبادي، كوزهيي پر ميگردد.
آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، ميرود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي.
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب.
زن زيبايي آمد لب رود،
آب را گل نكنيم:
روي زيبا دو برابر شده است.
چه گوارا اين آب!
چه زلال اين رود!
مردم بالادست، چه صفايي دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!
من نديدم دهشان،
بيگمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.
ماهتاب آنجا، ميكند روشن پهناي كلام.
بيگمان در ده بالادست، چينهها كوتاه است.
مردمش ميدانند، كه شقاق چه گلي است.
بيگمان آنجا آبي، آبي است.
غنچهيي ميشكفد، اهل ده باخبرند.
چه دهي بايد باشد!
كوچه باغش پر موسيقي باد!
مردمان سر رود، آب را ميفهمند.
گل نكردندش، ما نيز
آب را گل نكنيم

+ نوشته شده در 88/07/09ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط راميار |
میمون دماغ دراز ( Nasalis larvatus )، میمونی با رنگ قهوه ای متمایل به قرمز است که معمولا روی درختان یافت می شود. این میمون تنها گونه جنس ( Nasalis ) است. خصوصیت منحصر به فرد این گونه از میمون ها این است که جنسیت نر آنها دارای دماغ بزرگ و درازی هستند و هنوز دلیل روشنی برای این خصیصه وجود ندارد، ولی نظریه های مبنی بر بزرگ بودن دماغ این میمون ها داده شده است، یکی از این فرضیه این است که شاید بزرگی دماغشان برای انتخاب جفت موثر است. و جنس ماده ی این گونه از میمونها نر هایی که دارای دماغ بزرگ تری هستند را به بقیه ترجیح می دهند، که این اتفاق باعث شده است نر ها با دماغ بزرگتر با گذشت زمان افزایش بیابند. در این گونه، نر ها بسیار بزرگتر از ماده ها هستند، طول آنها به ۷۲ سانتی متر ( ۲۸ اینچ ) و وزنشان بیش از ۲۴ کیلوگرم ( ۵۳ پوند ) و طول دم آنها بیش از ۷۵ سانتی متر است، این در حالی است که جنس ماده حاوی طولی بیش از ۶۰ سانتی متر و وزنی بیش از ۱۲ کیلو گرم ( ۲۶ پوند ) می باشد. همچنین میمون دماغ دراز شکم بزرگی دارد که ناشی از نوع غذایی است که می خورند. دستگاه گوارش این میمون ها به قسمتهای مختلف و فلور روده ی مشخص تقسیم شده است، که به هضم برگ ها کمک می کند. این گونه فرایند های گوارشی گاز زیادی تولید می کنند و باعث می شود که شکم این میمون ها بیش از پیش بزرگ شود. اثر جانبی این نوع دستگاه گوارش بی نظیر این است که این گونه میمون ها بر خلاف میمون های دیگر قادر به هضم کردن میوه های رسیده نیستند. رژیم غذایی این گونه عمدتا حاوی میوه ها، دانه ها و برگ هاست. این نوع میمون ها جز گونه های در خطر انقراض می باشند.
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: پریمات ها
خانواده: میمون های بر قدیم ( سرکوپیتسیدا )
سرده: کولوبینه ها ( Colobinae )
گونه: N. larvatus 
+ نوشته شده در 88/06/05ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط راميار |
رئوف محمودپور نیز در همان دنیای کودکانه بسیاری اوقات شادمان از ثمرهایی بودم که پدر و
مادر از جنگل برایمان می آوردند. هیزم های جنگل زمستانهای سرد و پربرف را برایمان
شیرین و میوه های آن زندگی را پر لذت می کردند.ولذا آن شعر برایم عزیزتر و عزیزتر
می شد. کم کم که بزرگ شدم وجود طبیعی جنگل های زیبا را بیشتر درک می کردم و نیز عدم دخالت پدران را در کاشت و پرورش
آن. وصف آن را در انشاهایی که
آموزگاران به عنوان تکلیف به ما می دادند می لاواندم و به آن می بالیدم.و... اکنون از آن سالها جز خاطره هایی شیرین و رؤیایی چیزی باقی نیست. هم
شرایط روحی تغییر کرده و هم دوران و وضعیت زندگی. و اما پیوند عاطفی با طبیعت بیشتر و
جدی تر. این بار آگاهانه و مایوس از دست ویرانگر همعصرانم در تخریب طبیعت و ویرانی زندگی جنگل ها. در همین دوران کوتاه چند ساله که من« گذر از زمین » را یافته ایم، شاهد تقریبا ریشه کن شدن حیات
وحش منطقه هستیم. دیگر نه از
گله های بزکوهی و کَل خبری است ، نه از « کوله خرسها» و « بزله خوک های» زیبا. نه لولیدن
دسته جمعی گرگ ها موسیقی ترس و لذت را می باراند و نه کرشمه ی دسته جمعی کبک ها و جست
و خیز خرگوش و حیله ی روبا ه و
... و این همه وحشتی است که من و همعصرانم آفریده ایم. متأسفانه نه از بیدار شدن وجدان جمعی خبری
است و نه از کسانی که می بایست نگهدار و پرورش دهنده ی حیات طبیعی باشند. تشدید این وضعیت آن جمله ی
شیرین و پرمعنای متفکر انساندوست
بزرگ مشرق زمین « کریشنا مورتی » را به یاد و به یاد می آورد که می فرماید: « اگر قوه ی لمس طبیعت را
از دست بدهید، قوه ی لمس انسانیت را
نیز از دست خواهید داد. چنانچه هیچ وابستگی به طبیعت نداشته باشید، به خاطر مال اندوزی، ورزش،
خوراک و یا حتی به خاطر علم ، بچه خوک های آبی ، نهنگ ها، دولفین ها و انسان را به قتل خواهید رساند، آنگاه طبیعت از
شما می هراسد و زیبایی خود را باز
می ستاند.... » شاید قهر طبیعت از انسان همعصر به اوج رسیده که اینگونه زیبایی و نعمات خود را یکی پس از دیگری بازمی ستاند.
حیات وحش که واحسرتا. دریاچه ی
زریبار در حال مرگ تدریجی. چند هفته قبل با چند نفر از دوستان، غروب هنگامی به دیدگاه دریاچه
رفتیم. یکی از آنها که شاعری جوان بود، بر دست خود کوبید و ناخودآگاه نالید : نگاه کن ... دریاچه در حال تمام شدن است!!
او راست می گفت. زیرا نیزارها آرام
و با وقار در حال پوشاندن سطح آب دریاچه اَند. و... واما این اواخر(تابستان) مصیبت بزرگتری دامنگیر طبیعت منطقه شده است. شاید به قول کریشنامورتی؛ این بار درخت
های بلوط هم از انسان هراسیده و
زیبایی خود را باز می ستانند. همان جنگل هایی که زیبایی آنها در دوران کودکی برایم رؤیایی و افسانه یی بود
واکنون معنی دار و واقعی، در حال نابودی اند. ما همعصران جنگلهای نابود شده ، چگونه وجدان خود را راضی کنیم که نمی توانیم
طبیعی ترین و برترین منابع دیار خویش را نگهداری(نه توسعه)! و آن را به نسلهای آینده
بسپاریم؟!چه کسی را مسئول حفظ و نگهداری این نعمت گرانبها و زیبا بدانیم؟ آن روستایی سیگار به لب و خسته از کار روزانه،
یا سازمانها و اداراتی که فلسفه ی
وجودیشان به همین منظور است. شاید هر یک پاسخی و دلیلی بیاورند
در
ایام کودکی، آنگاه که در دنیای کودکانه شعری را زمزمه می کردم که هنوز هم در ذهنم طنین انداز
است؛« به دست خویش درختی می نشانم/ به پایش جوی آبی می کشانم/ درختم کم کم آرد برگ و باری/ بسازد بر سر خود شاخساری
...»، به انبوه درختان درهم تنیده ی
اطراف روستایمان می نگریستم و به پدران خود و کودکان دیگر رشک می بردم که توان نشاندن این همه
درخت را از کجا آورده و چگونه به پای آنها جوی آب کشیده اند؟! ذهن کودکانه
پدرانی توانا و افسانه ای برایم ساخته بود. پدرانی همچون قهرمانان افسانه هایی که برایم بازمی گفتند! و ...
+ نوشته شده در 88/05/25ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط راميار |
زيستگاه عبدالرزاق سقز با مساحت 44هزار و 950هكتار به عنوان سومين منطقه حفاظت شده استان ارتقا يافت.
با توجه به اهميت تاريخي و فرهنگي اين منطقه به دليل استقرار تپه باستاني زيويه و غار كرفتو و تنوع گونه اي نادر پرندگان بومي و مهاجر و گونه پستانداران و گياهي از اهمیت فراوانی برخوردار است.
این زیستگاه دارای 80گونه پرنده، 17گونه از پستانداران و بيش از 350 گونه گياهي و همچنین می توان به لك لك، عقاب طلايي، هما، قرقي، مرغ حق، كبك، قوچ، ميش مرغ و شغال که از گونه هاي شاخص و نادر زيستگاه عبدالرزاق است اشاره کرد . با ارتقای این منطقه وسعت مناطق حفاظت شده محيط زيست كردستان 4 برابر شد.
مناطق حفاظت شده بیجار (31 هزار هکتار ) ، بدر و پرشيان قروه ( 37 هزار هكتار )، عبدالرزاق سقز ( 45 هزار هكتار ) و كوهستان سروآباد ( 60 هزار هكتار ) مهمترین مناطق حفاظت شده استان کردستان محسوب میشوند .
لازم به ذکر است که در مناطق دیگر استان از جمله کوهستان سرواباد انواع پرندگان شكاري ، قوچ ، ميش ، گربه وحشي، سياه گوش، خرس قهوه اي ، پلنگ ، سگ آبي ، سمندر كوهستان و دو پاي فيروزه زندگي مي كنند. و در منطقه بدر و پریشان قروه نیز پرندگان شكاري ، انواع پستانداران، شغال، كفتار و گرگ زندگي مي كنند .
+ نوشته شده در 88/05/25ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط راميار |
چند وقت پیش به منطقه مرزی دالانپر رفتیم و به قول دوستان نیشمون تا بنا گوشمون باز بود از بس مناظر زیبایی رو می دیدیم و لذت می بردیم . اما در اون طبیعت بی نظیر زیر پاسگاه مرزی باید شاهد این صحنه ها باشیم . دره ی زیبا یی که زیر پاسگاه بود رو برای مسیر انتخاب کردیم که ای کاش نمی کردیم این دره دقیقا مرز ایران و عراق بود و ما روی نوار مرزی حرکت می کردیم . ابتدای مسیر چند بطری آبمعدنی دیدیم و تصمیم گرفتیم اینها رو جمع بکنیم و محیط رو یه کم تمیز کنیم اما چند قدم آنطرف تر یک بطری دیگه و بعدی و بعدی ... بعد از اینکه مطمئن شدیم نمی تونیم اینها رو جمع بکنیم تصمیم گرفتیم حداقل اونها رو بشماریم ، یکی دوتا ، سه تا ، 10 تا ، 20 تا ، 50 تا ، یه لحضه یکی از دوستان اشاره ای به منظره ی بالای سرمان کرد و گفت اونجا رو ببینید ! کل منطقه از بطری پوشیده شده بود و چند گیاهی از بغلش زده بود بیرون که یاد مون نره اینجا زمانی چمن بود چشمه و ... گاهی حسرت شعور یک سگ و یا گربه رو می خورم و به گربه ای که هرازگاهی توی حیاط رفت و آمدی دارد حسودی میکنم . ای کاش بعضی آدمها ذره ای از شعور این گربه رو به ارث برده بودند . خیلی ساده است اگر به محیط زندگی شون نگاه بکنیم هیچ حیوانی محط زندگی و اقامت خودش رو به زباله دونی تبدیل نمی کنه ! تا حالا دیدید یک گربه جایی که زندگی می کنه کثیف بکنه و آیا هرگز توی لانه اش خرابکاری کرده یک سگ چطور و یا خرس و ... آدم ها چی ؟ " مرز داران غیور و سربازان دلیر ایران زمین " جمله ای که حالم ازش بهم می خوره وقتی چنین صحنه ای رو به یاد میارم . اینها از امنیت کشور دفاع می کنن !؟ باید بنشست و الفبای زندگی سگی که هزاران بار از این درک و فهم با ارزشتر است را آموخت . باید آموخت و آموختن مرز ندارد !
عکس رو نگاه کنید ! چی می بینید ؟
+ نوشته شده در 88/05/07ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط راميار |
1 : نمی دونم چرا عده ای از کوهنوردان دیواندره هر کوهی که توی کردستان برن باید یه اثری از خودشون بجا بگذارند . چه با جاگذاشتن پلاکارد و نصب در قله ، و یا با اسپری در دیوار تمام کوهستان رو خط خطی بکنن و اسم خودشون رو مثل کاندیدها ی انتخابات روی دیواره ها بزرگ بنویسند ...؟ عجیبه .... شاید دوستان غیر کرد ندونن که کوه قندیل نه برای فقط کوهنوردان بلکه برای مردم عادی و غیر ورزشکار هم مقدسه و همیشه با احترام از اون اسم می برند و هیچگاه هیچ کردی به خودش اجازه نمی ده که بدون احترام به کوه قندیل از اون نامی ببره با وجود اینکه آرارات با ارتفاع بیش از 5 هزار متر هیچگاه نتوانسته برای کردها به اندازه ی قندیل اسطوره ای و مقدس باشه . قندیل نماد مبارزه نماد عشق نماد وطن پرستی و نماد زیبایی ایست و تمام دوستان کرد این کوه را عاشقانه دوست دارند اما من تعجبم از این است که چرا این دوستان به خودشان اجازه می دهند اینچنین چهره این کوهستان بکر و دوست داشتنی رو تخریب بکنن . هر جا بری باید اسپری های دیوانه کننده رو ببینی قندیل ، غار کرفتو و تمام نقاط بسیار مهم کردستان باید ببینی که گروه کوهنوردی فلان اسم خودش رو نوشته ... من از مردم عادی هیچ انتظاری ندارم اما برای کوهنوردان باید تاسف خورد که تنها جایی که ازش لذت می برن را اینچنین تخریب و زشت می کنند . 2: نکته بعدی که خیلی دردناک است بازهم در مورد قندیل است مدت زیادی نیست که کوهنوردان می توانند به قندیل صعود کنند اما قندیل جایی ایست که عموماً مردم کردستان علاقه مند به رفتن به این کوه هستند حداقل برای یک بار در زندگیشان اما این دوستان که عمدتا تفننی به این کوهستان رفتند در این مدت کوتاه تمام مسیر پاکوب را به زباله دانی تبدیل کردند و نکته جالب اینکه بیشتر این زباله ها در قسمت هایی از کوه است که کوهنوردان تفننی توان رفتن آن را دارند ... امیدوارم هر کوهنوردی که به کوهستان عشق می ورزد حداقل یک زباله رو پایین بیاره تا شاهد این زباله های زشت در پاکترین کوه دنیا نباشیم ... در نهایت امیدوارم هیچگاه افرادی که به کوه می روند آنجا را به ستاد تبلیغاتی تبدیل نکنند و امیدوارم روزی تمام مردم دنیا به این فرهنگ برسند که کوهستان تمیز می تواند لذتبخش باشد و وظیفه ی اصلی ما حفاظت از آن است نه خودنمایی و تخریب ...
مدتیه هر جا که می ریم یه چیزهایی لذت و کام آدم رو تلخ می کنند . در جریان صعود به قندیل که بی نظیر ترین صعود و جذاب ترین صعود عمرم بود با وجود لذت بسیار زیادی که بردم اما مسائلی این لذتها رو کمی تلخ می کرد که کوتاه به آن اشاره ای گذرا می کنم .
+ نوشته شده در 88/04/14ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط راميار |
عکسهای زیر مربوط به جاندار ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است . چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت ... از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند. از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند. لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ....


+ نوشته شده در 88/04/09ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط راميار |
تیتر های امروز و دیروز گرین بلاگ را با شما مرور می کنیم .
انالله وانا الیه راجعون/تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده بیانیه تند میرحسین موسوی در مخدوش بودن آرای احمدی نژاد کروبی هم آرای احمدی نژاد را فاقد مشروعیت اعلام کرد میرحسین موسوی در بیانیهای اعلام کرد؛ بنویس موسوی ، بخوان احمدی نژاد!! اصلاحات مرد از بس که جان ندارد هوش و ذکاوت ایرانیان مثال زدنی است دچار باید بود و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد نامه به رهبر جمهوری اسلامی ایران: با این روند تورم تنها به شما امید بسته ام دارم هنگ میکنم!!!!!!!!!!!!!!!! با هم می نشینیم و باز هم به واکنش وبلاگ نویسان سبز و انجمن اینترنتی حمایت از محیط زیست می نگریم ...حمله پلیس به مردم معترض با باتوم در تهران آغاز شده است
بیانیه میرحسین موسوی(تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد)
جشن شکرگزاری یا مشروعیت بخشیدن زوری به دولت تقلبی؟!
میزان رای ملت نیست!میزان تقلب وزارت کشور است!نوشتیم موسوی،خواندند احمدی نژاد!
+ نوشته شده در 88/03/24ساعت 8:48 قبل از ظهر توسط راميار |
نوازشگری خشن با خواص دارویی ودرمانی
حالت گزندگی گزنه این گیاه پر فایده را در نظر مردم بی ارج کرده است . شناخت گزنه با آن برگهای مشخص تارهای گزنده وکرکهای زیاد آسان است .از این کرکها ماده ی سوزاننده ای تراوش می شود که بخش اعظم آن اسید فورمیک و آنزیم ها تشکیل میشود .این همان ماده ی سوزاننده است که در زهر مار نیز وجود دارد . باید گیاه را با دقت وبا یک دستکش چید . در بعضی نقاط روش مداوای عجیبی توصیه میکنند به این معنی که شخص با کمال جرات در وسط بوته های گزنه می غلطد و نیش های آن را با تن خویش آاشنا می کند آنان معتقدند با نیش گزنه فعالیت اندامهای بدن را تحریک میکنند .گزنه را به عنوان نیروی دفع کننده به کار می برند و معتقدند که بسیاری از انواع تب ها-رماتیسم - سکته و حتی توقف عادات ماهانه ی زنان به وسیله ی آن رفع میشود .گزنه را مانند اسفناج و یانوعی سبزی اش میپزند و می خورند این گیاه بسیار مغزی و سرشار از مواد معدنی نظیرآهن و منیزیم است که برای سلامت بدن لازمند . این گیاه دارای مواد اسیدی زیادی نیست این گیاه دارای ماده ای به نام سکرتین است که بهترین عامل جهت تحریک و به کار انداختن غدد هاضمه در معده – روده – کبد – لوزالمعده و کیسه ی صفرا است و خاصیت مهم دیگر آن کمک به ساخته شدن گلبول های قرمز و نتیجتاً تنفس مناسب سلولهای بدن . گزنه را باید خورد . طعم برگهای ظریف و تازه ی ان خوب است و سلامتی می آورد . طبیعتا برگهای پخته ی آن حالت گزندگی ندارد .خوردن گزنه ی پخته برای درمان رماتیسم نقرس سنگ کلیه توصیه شده است .ضد اسهال است وبه ویژه اسهالهای شدید که در هنگام شیوع وبا پیدا میشود به کار می رود برای انواع خون ریزی ها و سرما خوردگی و گرفتگی مجاری تنفسی مفید است مقوی است وبه مادران شیرده جهت زیاد شدن شیر کمک میکند و عادت ماهانه ی زنان را تنظیم میکند و اگر این عادت غیر طبیعی قطع شود مجدداً آن را برقرار میکند . گزنه خون را تصفیه میکند این گیاه ضد کرم روده است و آن را دفع میکند .حال میتوان دریافت که خواص درمانی گزنه چنان عزت واعتباری به این گیاه میدهد که خواص گزندگی آن را می توان نادیده گرفت.
+ نوشته شده در 88/02/29ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط راميار |
اما مورد دیگر : همه ی ما به عنوان کوهنورد در جای جای این کره خاکی فعالیت می کنیم و همواره شعارهای جهان وطنی سر میدهیم با برسی کلی گردشگران و کوهنوردان بومی و غیر بومی به این نتیجه می رسیم که بومیان منطقه بیشتر به حفظ محیط زیست منطقه توجه می کنند و همین افراد در مناطق دیگر در نقش غیر بومی سهل انگار تر میشوند . سهل انگاری یک گروه از کوهنوردان خوزستان و همچنین تکرار این مورد در مناطق دیگر من را بر این داشت که این مطلب را هرچند کوتاه و کم اثر بنویسم . شاید دلیل آن نوع نگرش آنان و تعصب های مربوط به منطقه یشان باشد که این حس در جای خود ارزشمند است اما ای کاش به این باور و نگرش می رسیدند که تفاوتی در کوههای زاگرس ، البرز منطقه کردستان ، لرستان و تهران وجود ندارد و همان گونه که برای منطقه ای که در آن زندگی میکنیم ارزش قائلیم برای دیگر مناطق نیز این ارزش و حق را قائل شویم . امیدوارم تمامی هموطنان عزیز همه جای ایران را سرای خود بدانند و همه ی دنیا را وطن خود .
هفته ی گذشته در صعود به کوه چهل چشمه کردستان متاسفانه با مواردی برخورد کردیم که جای کمی تامل دارد . بدون شک کوهنوردان می توانند نقشی دوگانه در قبال محیط زیست داشته باشند. آنان می توانند مخرب و یا محافظ محیط زیست شوند . بسیاری از این تخریب ها بدون غرض و یا سوء نیتی ایست و یا شاید ناشی از نا آگاهی افراد از صدماتی ایست که کم و بیش وارد می نمایند . یکی از این موارد پلاکاردهایی ایست که بعضی از گروهها در قله نصب می کنند و آن را رها می نمایند . گروه کوهنوردی چهلچشمه دیواندره در یک کار ارزشی و یاد بود یکی از کوهنوردان فقید استان پلاکاردی را بجا گذاشته بود که در جای خود این عملشان از لحاظ اخلاقی پسندیده و از لحاظ محیط زیستی کاری بسیار ناپسند است . خوشبختانه سالهای سال است که دوربین عکاسی یکی از یاران و همسفران کوهنوردان و گردشگران است و می توان با گرفتن چند عکس و انتشار آن به مراتب اطلاع رسانی بهتری در این رابطه شود . اما به جا گذاشتن پلاکارد در قله صرفاً به آلوده کردن و تخریب این منطقه بکر منجر می شود . امیدوارم دیگر شاهد این فاتحان مخرب ( پلاکاردها ) نباشیم .
+ نوشته شده در 88/02/28ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط راميار |
مديركل
حفاظت محيط زيست كردستان با اعلام اين خبر گفت: اين 27 گونه جانوري اكثرا
بومي منطقهاند و به غير از استان كردستان در هيچ نقطه ديگري از كشور
زندگي نميكنند.سمندر آتشين، سنجاب، سمندر كوهستاني كردستاني، ميش مرغ،
سمندرهاي سبز و... از جمله گونههاي جانوري در حال انقراض كردستان است.
در حال حاضر 27 گونه منحصر به فرد جانوري كردستان بنا به دلايل مختلفي از جمله قاچاق در خطر انقراض قرار دارند.
خيرالله
مرادي با اشاره به اقدامات سازمان محيط زيست استان براي جلوگيري از انقراض
اين گونههاي جانوري در كردستان گفت: يكي از برنامههاي جدي سازمان، احياي
اين گونههاي جانوري با احداث سايتهاي مختلف در مناطق حفاظت شده استان
است.
همچنين اولين سايت احياي گوزن زرد و آهو در بيجار از پارسال
فعاليت خود را آغاز كرد.شكار بيرويه و قاچاق، نبود نظارتهاي لازم به
دليل كمبود تجهيزات و تغيير شرايط آب و هوايي از جمله مهمترين دلايل
انقراض اين گونههاي جانوري در كردستان است. در حال حاضر 6/7 درصد از
استان كردستان جزو مناطق حفاظت شده است.
+ نوشته شده در 88/02/13ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط راميار |
امروز یه مسئله ی خیلی جالبی رو با سر زدن به وبلاگ پربار دوستان کانون کوهنوردان اوراز مهاباد دیدم . اونم همین سمندر کردستانی ایست که تعدادشون خوشبختانه ظاهراْ در این مناطق کم نیست اما نکته جالب توجه این سمندر رو همه به من نسبت می دهند . چند روز پیش بچه های سقزی هم این نوع سمندر رو در کوه گرده کوه سقز دیده بودند و طبق چیزی که تعریف می کردن به اون می گفتن رامیار !!! حتی دوست بزرگوار آقای جهانگیرپور ظاهراْ گفته بود اون رامیاره رفته زیر تخته سنگ ؟!!!! حالا هم بچه های مهاباد نوشته اند ( مارمولک رامیار ) می ترسم بعد از این به رامیار مارمولک ملقب بشم . اما خوشحالم که تعداد این جانداران ارزشمند زیاد شده . از دوستان خوب مهابادی هم برای یادشون از من تشکر می کنم و امیدورام هموراه موفق باشند . همچنین آقای طاهر پهنایی عزیز که در ماناسلو فعالیت میکنن براشون آرزوی موفقیت دارم طبق آخرین اخبار خوشبختانه تونستن به کمپ ۳ برسند و برای اطلاع بیشتر به وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد مراجعه نمایید . 
+ نوشته شده در 88/02/06ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط راميار |
نایاب ترین گل دنیا در حوزه آبریز خورگام ( رودبار گیلان ) قامت این گل حدود یک متر است و از آنجا که گلهای آن به طرز خاصی به پایین برگشته اند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته است. گل ملی سوسن چلچراغ، تنها گلی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. گل سوسن چلچراغ از تیره لی لیوم بوده و فقط در منطقه رودبار گیلان در حوزه آبریز خورگام در دهکده داماش و لنکران جمهوری آذربایجان رشد می کند.زمان رویش این گل در ماه های خرداد و اوایل تیر است که به صورت گلی با قامت بلند به شکل واژگون شکفته می شود. شکوفه های این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز شده و انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانه های برجسته و پرچم های بسیار بلند است.سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش ، از سال 1355 رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده ، از آن زمان تاکنون 33سال می گذرد. امیدورام بتونم برای دیدن این گل برم
در سال 1354 گیاه شناسی به نام لدربوری در حوزه آبریز خورگام ، روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید. پس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت 4 هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است.
سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری می شود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود. البته بسیاری از شهروندان بره سر، مرکز بخش خورگام موفق به پرورش این گل زیبا و کمیاب در باغچه منازل خود شده اند و این فرصت خوبی است تا شهرداری بره سر و بخشداری خورگام و در راس همه آنها اداره کشاورزی بره سر اقدام به گسترش آن در دامنه های زیبای بره سر نمایند.
+ نوشته شده در 88/02/05ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط راميار |
نا بودی یکی از کوههای بکر کردستان (شاهو) برای چه ؟ مدتی پیش با خبر شدیم که برای بزرگداشت یک روز _ که هنوز هم نمی دانم چه روزی ایست_ صعودی سراسری به کوه شاهو در قلب اورامانات تدارک دیده شده است . چند هزار نفرکمر به ویران کردن طبیعت این کوه بسته اند . و تنها جمله ای که برای دوستاران طبیعت باقی مانده است تاسف خوردن است که به چه قیمتی حاضر به نابودی این منطقه ی بکر می شوند . بردن چند هزار نفر غیر کوهنورد به این مناطق جز ویران کردن و نابود کردن گونه های گیاهی و جانوری و صلب آرامش جانداران این منطقه هیچ دستاورد دیگری ندارد . متاسفم و هزاران بار برای این افراد و غیرمسئولان بی خیال این برنامه متاسفم . طبیعتی که دلسوزان این دیار برایش جان ودل سوخته اند اما چه آسان مورد هجوم قرار می گیرد ؟! خوشبختانه کوهنوردان سقزی (به جز غیر کوهنوردان و افرادی که هدفشان خوش خدمتی ایست ) برای حمایت و حفاظت از طبیعت بکر شاهو ، از شرکت در این صعود سراسری که توسط یکی از ارگان های دولتی برنامه ریزی شده است خودداری نموده اند ، تا صدای مظلومیت این طبیعت را را هرچند اندک اما به گوش مسئولین برسانند . امیدوارم دیگر شاهد چنین فاجعه هایی برای کوهستان نباشیم و این حرکت های جمعی و سراسری را به سالن های کنفرانس و اماکن فرهنگی محدود نماید . ما کوهستان را بیش از همه چیز دوست داریم و برایمان از همه چیز مقدس تر است . بزرگترین کاری که این دوستان می توانند برای خدمت انجام دهند دوری کردن از اجتماعات اینچنینی برای حفظ محیط طبیعت است . ضمن احترام به تمام آرمانهای متولیان و مسئولان از آنها به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی کوهنوردی عاجزانه خواستارم که این حرکتها را در محیط های اینچنینی تکرار نکنند و برای پاسداشت و گرامیداشت اینگونه روزها و ایام به مناطق مسکونی و فرهنگی داخل شهرها بسنده کنند. 
+ نوشته شده در 88/02/03ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط راميار |
هر ساله با آغاز فصل بهار و رويش گياهان خوراكي ، خانوادههاي كردستاني به مصرف اين نوع گياهان خودرو كه درمراتع و كوهپايههاي اين استان ميرويد روي آورده و سبد غذايي مردم منطقه كاملا تغيير ميكند. به دليل علاقه مردم كردستان به مصرف گياهان خوراكي خودرو ، وحشي و معطر روستاييان به جمع آوري و جوانان كردستاني به عرضه اين گياهان در بازار و گذرگاههاي شهرها مشغول ميشوند. مردم اين ديار از گذشتههاي دور مصرف گياهان خوراكي وحشي در فصل بهار را يك ضرورت ميدانند و گروهي از مردم دراين فصل، اين گياهان را جايگزين مواد پروتييني ميكنند. گروهي نيز مصرف گياهان خودرو را شفابخش دانسته و براساس سفارش پزشكان سنتي براي درمان بيماري از آن بهره ميگيرند. قارچ ، ريواس ، كنگر ، شنگ ، پونه ، گيلاخه ، سولان ، روسقا ، گل گاوزبان غازياغي ازجمله گياهان خوراكي وحشي هستند كه همه ساله دراين فصل در دشتها و دامنههاي سرسبز كردستان ميرويند. رويش اين گياهان علاوه بر تامين بخشي ازمواد غذايي مورد نياز مردم منبع درآمد مناسبي براي روستاييان استان است. براساس اعلام مسوولان كردستان مردم اين استان ازنظر سرانه درآمد در پايين ترين سطح كشور قرار دارند از اين رو تمايل خانوارها براي مصرف گياهان خودرو بيشتر از نقاط ديگر كشورمان ميباشد. كارشناسان منابع طبيعي استان كردستان ميگويند: روزانه بين ۱۰تا ۱۵ تن گياه مرتعي خوراكي وارد بازارهاي استان ميشود. كاربرداشت و جمعآوري گياهان خوراكي خودرو در استان كردستان توسط زنان و دختران روستايي انجام ميشود. صدها نفر از بيكاران كردستان حدود سه ماه از طريق فروش گياهان خوراكي خودرو مخارج زندگي خود را تامين ميكنند. لازم به ذکر است در این استان بیش از ۱۰۰ نوع گیاه خوراکی عرضه می شود . استان كردستان داراي يك ميليون و ۴۰۰هزار هكتار مرتع است و از نظرتنوع گياهي از متنوعترين مناطق كوهستاني كشور است.
عرضه گياهان خودرو غذايي در شهرهاي استان كردستان، طبيعت بكر و زيباي منطقه را به ميهماني شهرهاي استان كشانده و بازار شهرها را به جلوهاي حقيقي از طبيعت منطقه تبديل كرده است.
بيشتر خانوادههاي كرد به ويژه روستاييان اين گونه گياهان را در فصل بهار خشك كرده و فصلهاي ديگر به مصرف ميرسانند.
+ نوشته شده در 88/01/30ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط راميار |
هم پیمان برای زمینی پاک از تمام دوستان وبلاگ نویس می خواهم که برای رسانیدن این پیام با هم هم صدا شویم و حداقل یک پست از وبلاگشان را به این امر مهم اختصاص دهند . با تشکر 
+ نوشته شده در 88/01/29ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط راميار |
با زمین مهربان باش

+ نوشته شده در 88/01/28ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط راميار |
در پست قبلی توضیحاتی در مورد سمندر های لرستانی و کردستانی داده شد . و از تمام عزیزان نهایت تشکر را دارم . این عکسها انواع سمندر ایرانی است و موقعیت جغرافیایی سمندر کردستانی را نشان می دهد . عکس زیر از وبلاگ ماگما دزدیده شده عکس زیر مربوط به سمندر کردستانی ایست . موقعیت جغرافیایی سمندر کردستانی جهت کسب اطلاعات کامل تر به سایت های زیر مراجعه نمایید . منبع اطلاعات مربوط به سمندر کردستانی
![]()



+ نوشته شده در 88/01/25ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط راميار |
این عکس را خرداد ماه در سرشاخان گرفتیم . ولی اسم علمی و ایرانیش را نمی دانم .
توضیحات تکمیلی آقای حمید رضا ریحانیان : سمندر لرستانی گونه ای میباشد که فقط در کشور ایران- شهبازان لرستان وجود دارد. این گونه در حال انقراض میباشد. نتایج تحقیقات جدید موضوعاتی بسیار ناراحت کننده را در مورد سمندر لرستانی پیش گویی میکند که به شرح زیر میباشد. تبریک به شما دوست عزیز به دلیل مشاهده چنین گونه ی با ارزشی. در پاسخ به آقای ریحانیان ممنونم از اطلاعات خوبتون سرشاخان در کردستان یا بهتر بگم آذربایجان غربی قرار دارد این کوه در حد فاصل شهر پیرانشهر و مهاباد واقع است . فقط سوالی که داشتم این سمندر از نوع کردستانی است یا لرستانی ؟ توضیحات آقای عباس ایمانی : این گونه از خانواده دوزیستان با نام سمندر کردستانی است.اسم علمی ان Neurergus Microspilotus است و در مناطق و ارتفاعات جنوب غربی و غرب استان در کنار چشمه ها و جویبارهای پاکیزه زیست مینماید .هم اکنون جمعیت ان به شدت کاهش یافته و نیاز مبرم به حفاظت دارد. توضیحات آقای سعید صبور : http://science.naturalis.nl/hosted-sites/salamanders/salamanders-of-the-old-world/species-list/neurergus/microspilotus تو ضیحات تکمیلی آقای ریحانیان در مورد این سمندر کردستانی : به دلیل شباهت بسیار زیاد این دو سمندر ایرانی به هم در تصحیح گفتار پیشین خود باید به عرض برسانم نمونه مورد مشاهده شما یک عدد سمندر کردستانی می باشد.با توجه به ذکر موقعیت مکانی عرصه مورد نظر اطمینان حاصل شد. با تشکر از شما آقای صبور عزیز و همچنین دوست بزرگوار آقای ریحانیان 
بر اساس نتایج تحقیقات نویسنده روی گونه های سمندر كردستانی Neurergus microspilotus و سمندر لرستانی Neurergus kaiseri سن نمونه های موزه ای بیشتر از نمونه های موجود در طبیعت میباشد و تراكم جمعیتی این دو گونه سمندر ایرانی به خصوص سمندر لرستانی به حداقل ممكن رسیده است (Torki ۲۰۰۷; Torki in press) . بر اساس نتایج تحقیقاتی تاریخ زندگی روی دو گونه اندمیك سمندر ایرانی(Torki in press) نشان دهنده صید بی رویه این دو گونه سمندر اندمیك ایران میباشد و نمونه های جوان تا به سن تولید مثلی خود برسند زمانی را بایستی طی كنند. به احتمال زیاد و بر اساس پیش بینی های نویسنده (Torki ۲۰۰۷) گونه سمندر لرستانی كه توسط نویسنده فرشته لرستانی نامیده شده است (Torki in press) در آینده ای نه چندان دور به دلیل نرسیدن به سن فعال تولید مثلی منقرض خواهد شد.
گونه ی مورد مشاهده شما دوست عزیز یک عدد سمندر لرستانی نا بالغ می باشد که اگر امکان مشاهده از نزدیک برای بنده وجود داشت از ناحیه ی کلوواک جنسیت را نیز می توان به راحتی تشخیض داد.
تنها نکته جای سوال این می باشد که سرشاخان دقیقاَ در کجا واقع شده است؟
این گونه سمندر کوهستانی کردستان نام دارد .... در سایت بالا اصلاعات جامعی از آن وجود دارد .
اطلاعات :
سمندر کرستانی در کوه های اورمان درمرز ایران عراق و ترکیه زیست میکند . بومی سه کشور ایران ترکیه و عراق محسوب می شوند . با توجه به تخریب زیستگاه ها در ایران و دو کشور همسایه ترکیه و عراق در حال نابودی می باشند و در زمره حیوانات آسیب پذیر طبقه بندی شده اند . در جویبار های کوهستان زندگی می کنند . در بهار تخم ریزی می نمایند .
سطح پشتی این گونه قهوه ای تا سیاه با لکه های زرد می باشد و سطح زیرین بدن در جنس نر نارنجی و در جنس ماده زرد است .
معمولا در ارتفاعات 1300 تا 1400 متری زیست می کند
لازم به ذکر است بر طبق آخرین یافته ها از لیست سرخ IUCN این گونه در طبقه ی Endangered (در خطر انقراض) قرار دارد.
لذا به منظور دریافت اطلاعات تکمیلی به لینک زیر مراجعه فرمائید:
http://www.iucnredlist.org/details/59451
دوست عزیز وبلاگ زیبا و پر محتوی شما در لیست پیوند های موسسه نبض سبز حیات درج گشت.
+ نوشته شده در 88/01/24ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط راميار |
گاهی وقتها آدمها در موقعیت های مختلف کارهایی رو انجام میدند که شاید با اندیشه هاشون مغایرت داشته باشه . همه ی ما وقتی پا به کوهستان میگذاریم اول از همه از قوانین طبیعت پیروی می کنیم و بعد از آن برایش نهایت احترام را قائل می شویم . ما کوهستان را دوست داریم و می ستاییم و موجوداتی که کوهستان را برای زندگی برگزیده اند برایمان به همان اندازه مقدس و محترم هستند . اما تا بحال برای این کوهستان چه کرده ایم ؟ حال از کوهستان فرا تر برویم برای زیستبوم و محیطی که در آن زندگی میکنیم چه ؟ همه ی ما خواه نا خواه بروی محیط زیست تاثیر میگذاریم چه مثبت و چه منفی ! اما امروز بنا به پیشنهاد دوست خوب و سبز اندیشم خانم سمیرا میخوام اعتراف بکنم و از این اعتراف به اعتراف سبز نام می برند که به واقع هم همینگونه است . این حرکت فرهنگی که دوستان ابداع نموده اند در نوع خود کاری ببسیار ارزشمند است و جای تحسین دارد و می تواند تاثیر گذار باشد حتی اگر فقط بروی خودمان تاثیر بگذارد . اگر به دوران کودکی برگردیم مواردی بوده که بتوان از آن نام برد ... دورانی که مهمترین مسدله برای کودکان بازیهایی بود که در کنار دوستان از آن لذت می بردیم و بعضاً این بازی ها تاثیراتی را بر جانداران می گذاشت . به همراه دوستانی که شرارت از وجناتشان پیدا بود سر کلاس معلم هایی که به قول بچه کمی مشنگ بودند ، یک نخ بلند را به پای خرمگسها می بستیم و سر کلاس با اونها مثل بادبادک بازی می کردیم . و کلی از این کارمون کیف می کردیم !! گاهی مگسه از دستمون در میرفت و کل کلاس رو برای گرفتنش به هم میریختیم . بعد از اینکه به دنیای کوهنوردی وارد شدم بزرگترین درسی که گرفتم همین حفظ محیط زیست و جاندارانشه و مطمئنم دوستان هم اینگون فکر می کنن امیدوارم این خاطرات بتونه کمک بکنه به اینکه دیگه شاهد چنین اعمالی نباشیم . از دوست خوبم خانم سمیرا مدیر وبلاگ گوزن زرد برای این دعوتش تشکر میکنم و تداوم و موفقیت در راه و آرمان های سبزش را آرزومندم . منهم از این دوستان دعوت کردم که به ما بپیوندند . آقای فواد وبلاگ ماگما ، آقای مسعود عسگری وبلاگ طلوع سپید (فاتحان خورشید ) ، خانم سونیا وبلاگ عشق کوهنوردی ، آقای فرید صدقی وبلاگ کانون کوهنوردان آوراز مهاباد ، آقای فرامرز نصیری وبلاگ کلاغها
+ نوشته شده در 88/01/16ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط راميار |