تبليغاتX
كوهستان

كوهستان

با رویکرد ورزشی ، فرهنگی ، اجتماعی

بسيار تعريفشان را شنيده ام  ، همگان از آنان نيك مي گويند ، مهربانيشان بر همه كس آشكار است ، از پشتكارشان گفتني ها شنيده ام ، از عشقشان ، از   اميدشان ، از دوست داشتنشان از شجاعتشان .

 كوهنوردان را مي گويم !:

اگر پاي صحبتشان بنشيني شنيدني هاي بسياري برايت دارند . مي شنوي كه چگونه از چشمه آب مي نوشند و به تماشاي زيبايي هاي آب روان مي نشينند و چگونگي رويش گل هاي بهاري را چه زيبا وصف مي نمايند . از شيطنت هاي بچه گانه ي سنجاب  تا آرامشي كه در لانه ي پرنده اي كوچك كه چشم انتظار بازگشت مادرش است .از هم صحبتی با باد و رازهای شبانه با مهتاب می گویند. از طنين دل نشين پرندگان مي گويند كه سكوت طبيعت را به همراه نسيمي خنك به بهشتي وصف نا شدني تبديل مي نمايد .مي گويند : در سرسبزي بهار تا پر باري تابستان زندگي را حس مي كني اكنون مي فهمي كه زندگي براستي چيست؟ پاييز را ميگويند كه درختان حتي زماني كه مي دانند ديگر زماني نيست  زيباترين جامه هايشان را مي پوشند تا بگويند  تا زنده هستي زيبا زندگي كن . چه خوش وصف مي نمايند هم صحبتي با برف را ؛ معلمي كه هر بار سيلي سوزناكش بر صورت گرمشان درس مقاومت و صبوري را به آنان مي دهد  و همان معلم چگونه با رسيدن بهار بستر رويش گلها را فراهم مي سازد . اما همه اينگونه نمي گويند و اينگونه نمي بينند  بسياري از اين كوهنوردان كه هر روز مي بينيم آناني كه سالهاست كوله هايشان را به دوش مي كشند و راهي كوهستان مي شوند . يكبار هم زيبايي هاي سنگ كوچك داخل آب چشمه را نديده اند با اينكه بارها از آن آب نوشيده اند و آنان هيچگاه گلهايي كه رويده اند و به همراه نسيم مي رقصند را نديده اند و تا بحال بويش را حس نكرده اند ، هيچگاه نگاه پر مهر پرنده را به جوجه اش نديده اند با اينكه لانه هاي بسياري زير پايشان ويران شده است و بوته هاي زيادي را به آتش كشيده اند اما هيچگاه زندگي را از نگاه يك بوته تجسم نكرده اند . آنها نسیم را نفهمیده اند !

چه بيگانه اند اينان ...!

همنورد کوچکمان

+ نوشته شده در 88/08/04ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط راميار |


گرگ در تالاب کانی برازانتالاب کاني برازان ( در زبان کردی به معنی چشمه گرازهاست ) در قسمت شمالي حوزه آبريز رودخانه هاي مهاباد و سيمينه رود واقع است که در شمال و شرق روستاي قره داغ گستره شده و تا تالاب گروس امتداد مي يابد
احداث زهکشي اصلي ساحل راست شبکه آبياري مهاباد ،تالاب کاني برازان را از بقيه اراضي تالابي مجاور جدا کرده است.
تالاب کاني برازان يکي از مهم ترين تالاب هاي اقماري جنوب درياچه اروميه است که زيستگاه پرارزشي را براي پرندگان آبزي فراهم کرده است.
اين تالاب همچون تالاب بزرگ درياچه اروميه به دليل همجواري جوامع انساني با طبيعت با خطر  روبرو هستند به طوري که روند شکار غير قانوني و برداشت گياهان آبي از آن جمله (ني) و(جگن)هنوز ادامه دارد.چراي بي رويه زمينهاي اطراف وتخريب زيستگاه هاي جانداران به دست انسان ،عبور جاده هاي شهري از ميان تالاب ها،شکار بي رويه حيات وحش، برداشت علوفه آبي و گسترش جوامع و شهرهاي اطراف با حذف گونه هاي گياهي وجانوري خطري جدي براي موجوديت اين تالا بها هستند.

اين تالاب باوسعتي بالغ بر 900 هکتار در 30 کيلومتري شمال شهرستان مهاباد واقع شده و از سوي کميته ملي طبيعت گردي کشور به عنوان نخستين سايت پرنده نگري در ايران معرفي شد .
اين گنجينه ارزشمند با چشم انداز زيبا و طبيعي خود، در زمان حاضر متنوع ترين گونه هاي جانوري از جمله انواع پرندگان آبزي و غيرآبزي را در دامان خود پرورش مي دهد و در فصول مختلف سال از جمله مهمترين تالابهاي استان براي زمستان گذراني و تخمگذاري پرندگان به حساب مي آيد.
بر اساس آخرين بررسي ها تعداد 75 گونه پرنده آبزي و کنار آبزي متعلق به 11 خانواده در اين تالاب شناسايي شده است که در صورت اضافه نمودن گونه هاي خشک زي اين تعداد به بيش از 180 گونه خواهد رسيد که همين امر اهميت تالاب را بيش از پيش آشکار مي سازد .
از گونه هاي مهم پرندگان اين تالاب مي توان به فلامينگو، چنگر، اردک بلوطي، اردک سرسفيد، حواصيل خاکستري، پرستوي دريايي، اردک مرمري ، باکلان کوچک، پليکان سفيد، چوب پا، کشم بزرگ و عروس غاز اشاره نمود .
در ميان اين پرندگان انواع نادري چون "خروس کولي دم سفيد" ، "اردک سر سفيد" و "اردک مرمري" نيز ديده مي شود که در کمتر تالابي از کشور تاکنون مشاهده شده است .
معرفي تالاب کاني برازان مهاباد از سوي کميته ملي طبيعت گردي کشور به عنوان نخستين سايت پرنده نگري کشور نشان دهنده اهميت منحصر بفرد اين تالاب در سطح کشور دارد .
با معرفي اين تالاب زيبا و شگفت انگيز به عنوان يک سايت پرنده نگري در کشور، بهره برداري اکوتوريسمي از اين تالاب براي علاقمندان به طبيعت فراهم شده است .

+ نوشته شده در 88/08/01ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط راميار |


saholan caveغار آبي سهولان يکي از مهمترين و کم نظيرترين غارهاي طبيعي کشور به شمار مي رود که به عنوان شگفت انگيز ترين جلوه هاي طبيعي در غرب کشور تبديل شده است. از شهر زيبا و سرسبز مهاباد که به سمت بوکان خارج مي شويد برسرجاده برهان که به صورت ميان برمهاباد را به بوکان متصل کرده است پس از طي 37 کيلومتر به روستاي(عيسي کند) مي رسيد. پس از رسيدن به روستاي عيسي کند و طي يک مسير فرعي 4 کيلومتري به روستاي کوچک سهولان مي رسيد که غار سهولان به دليل مجاورت با اين روستا به اين نام معروف شده است.
اين پديده زيبا و نادر که در رديف غار عليصدر همدان است از ديرباز براي ساکنان منطقه مکاني شناخته شده بوده و حتي در قسمتهايي از آن از دوران هاي قبل از تاريخ انسان ها سکونت داشته اند.

                                                          ادامه متن را بخوانید  

 

+ نوشته شده در 88/07/30ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط راميار |


منطقه سر شاخان یکی از زیبا ترین مناطق کوهستانی کردستان است . این کوه در حدفاصل شهرستانهای مهاباد و پیرانشهر واقع است و دارای چشم اندازهای بی نظیری ایست . قسمتهایی از این منطقه دارای پوشش جنگلی ایست . از قلل منطقه سرشاخان می توان به قلات شاه (مرتفع ترین قله ) ، قلات مصطفی بگ و لندشیخان اشاره کرد .

رمه

+ نوشته شده در 88/07/19ساعت 6:9 قبل از ظهر توسط راميار |


سید بابک موسوی

یوز پلنگ ایرانی راهنماهاي طبيعت‌گردي و محققين علوم طبيعي و عكاسان حيات وحش و شايد بعضي شكارچيان، ساعت‌هاي بسياري را در طبيعت مي‌گذرانند و بالطبع به عناوين مختلف با حيات وحش جانوري و گياهي سروكار دارند ولي انگشت شمارند از اين جمع كه به اندازه عكاسان حيات وحش به جانوران وحشي نزديك شده و از ديدن شگفتي‌هاي آفرينش آنها غرق در حيرت شوند. اول صبح زماني كه كبك‌ها و تيهوها پس از خوردن آب سر به آسمان مي‌سايند و در اوج لذت شروع به آواز خواندن مي‌كنند يا يك پازن زيبا كه برفراز صخره‌اي بس بلند و سخت براي ما و آسمان براي او مغرورانه و با صلات ايستاده است يا پرش‌هاي بلند و هنرمندانه قوچ و ميش‌ها در هنگام فرار از دشمن و... كمتر انساني است كه چنين لحظاتي را درك كرده باشد و چقدر لذت بخش است ثبت هنرمندانه اين لحظات توسط انسان‌هايي اهل ذوق و هنر (مثل شما) كه به اندازه كافي راجع به حيات وحش و عكاسي و هنرمندانه انديشيدن مي‌دانند.. آيا شکارچیان كه از نزديك شدن به حيات وحش را به خصوص براي حيواناتي كه شكار مي‌شوند، هنري بزرگ مي‌دانند، اطلاع دارند كه براي گرفتن يك عكس خوب از يك پستاندار بزرگ جثه‌اي همچون قوچ و ميش يا كل و بز بايد به فاصله 40-70 متري آنها رفت و درهمان حالت علاوه بر جهت باد و ايجاد نكردن صدا به زاويه نور كه بر موضوع مي‌تابد و نحوه ايستادن آنها و پس زمينه‌اي كه بايد مناسب باشد و رفتارسنجي صحيح حيوان و... دقت كرد؟ بنابراين چطور شليك از فواصل 100-300 متري (به استناد گفته خود شكارچيان) به موجودي كه توانايي دفاع از خويش را ندارد هنرمندانه مي‌دانند و به خون غلتيدن آخرين جمعيـت‌هاي قوچ و ميش و كل وبز ايران را كه در رده‌هاي بالاي طبقه‌بندي گونه‌هاي درمعرض خطر در سطح جهاني قرار دارند و حتي زنده عكس گرفتن از يك حيوان تيرخورده را كه در حال زجر است يك هنر مي‌دانند؟! چرا به جاي صداي وحشتناك يك شليك را با صداي يك كليك نرم و آرام شاتر يك دوربين خوب عوض نمي‌كنند؟! چون در نهايت با كمي تفاوت، نتيجه يكي است. در حالت اول در صورت موفقيت يك عكس پيروزمندانه با يك حيوان غرق در خون است و در حالت دوم فريز كردن زمان و مكان آن حيوان زيبا از دايره ديد شما برروي سنسور و يا نگاتيو دوربين شما. ولي آن تفاوت اندك در اين است كه در حالت دوم آن حيوان زيبا (با شاخ‌هايي كه شما عاشق آنهاييد) پس از نگاهي كوتاه به شما با جست‌هايي بلند و زيبا كه لذت ثبت آن را دو چندان مي‌كندف در آغوش مهربان طبيعت باقي مي‌ماند و با قابي زيبا زينت‌بخش خانه‌ها خواهد شد. اگر نتيجه كار را به هر كس نشان دهيد به خاطر رفتار هنرمندانه و مهربانانه شما با طبيعت به اوج انسانيت شما تبريك خواهد گفت. برخي تجربيات من در زمينه هنر عكاسي از حيات وحش ايران:

kavir

برای مطالعه کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/07/12ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط راميار |


رشمال (rashmal) : در زبان کردی به چادرهای ییلاق نشینان رشمال (ره شمال ) گفته میشود و عموماً از پشم بافته میشود و جالب توجه اینکه که خاصیت ضد آب نیز دارد .

در این مناطق از این چادر ها از سالیان دراز استفاده می شده و به همین خاطر در بسیاری از شعرها و موسیقی های اصیل کردی به کررات از ره شمال ها اسم برده میشود و حس ساده زندگی کردن را در ذهن تداعی مینماید . گاهی با شنیدن این موسیقی ها ناخودآگاه به زندگی سنتی شاید 50 سال پیش کردستان در روستاها و یا عشایرنشینهای کردستان بر میگردم و حس زیبایی بهم دست میدهم ...

زندگی ساده و بدور از جنجال های ماشینی و بدور از زندگی شهرنشینی همراه با دوستی های ساده ، دوست داشتن های سنتی و جالب توجه ، زندگی با دغدغه های شیرین . شاید همین کلمه ره شمال برای بسیاری از مردم کردستان خاطرات و لحضات شیرینی را به یاد بیاورد و بودن و لمس کردن این زندگی ، لذت وصف ناشدنی حداقل برای من داشت . نوشیدن دوغ تازه و چندی نشستن و نظاره کردن اینگونه زندگی در ره شمالهای  کوههای مرزی کردستان اگرچه برای من گاهگاهی دست میدهد اما احساس میکنم سالیان درازیست با این زندگی سنتی آشنا هستم و این زندگی را گویی سالهاست تجربه کرده ام . خاطره انگیز است خاطره انگیز ؛ در آمیخته شدن موسیقی و شعر و زندگی در کوهستانها و احساس کردن اینگونه ساده زیستی را باشکوه ترین لحضات باید گفت ...

این موسیقی استاد خالقی رو هرگاه میشنوم بی اختیار بغض میکنم و سراسر وجودم را شوق فرامی گیرد ...

  کوه قندیل تیر ماه 1388

( ره شما‌ڵی خێلان )

له ناو ره شما‌ڵی خێلان

له ناوچه ی ئێلی گۆران

کیژه کورده ی چاو به ‌ڵه ک

دێ بۆلای د‌ڵدار بۆ جێ ژوان

به چرپه و ده م پێکه نین و به له نجه

بۆ رانه بێره و مه ردۆشین

د‌ڵ پڕ له هیوا و ئه وین 

چه ن جوانه ئه و راوه ستانه

 د‌ڵه خوڕپه ی مه ستانه

له گۆشێکی دلداری

چاوه رێی شه ده لاری

خودا ئاخۆ که ی دلبه ر بێ

بۆ جێ ژوان بۆ دلداری

له پڕ ئه بینێ دلبه ری وه ک په ری

وه ستاوه په ری په یکه ری

له جێ ژوان له نادیاری

چه ن جوانه ئه و راوه ستانه

د‌ڵه خوڕپه ی مه ستانه

+ نوشته شده در 88/05/30ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط راميار |


دریاچه دالانپر در ارتفاع 2700 متری کوه دالانپر . 

قله دالانپر در مرز سه کشور واقع شده است .


+ نوشته شده در 88/05/29ساعت 5:41 بعد از ظهر توسط راميار |


ساعت حدوداً 1:30 بامداد بود و من بعد 10 ساعت کوهپیمایی به نزدیکی های روستای بادین آباد رسیده بودم.  قندیل آنچنان که فکر میکردم باصلابت بود ؛ در میان سکوت شب و در کنار صدای جیرجیرکها و تاریکی مطلق که مه نیز همه جا را فرا گرفته بود بدنبال مسیری گم شده میگشتم . نور چراغم کم سو بود ، به سختی توانستم مسیر پاکوبی را بیابم که در میان گیاهان انبوه مخفی بود و خود به دوراهی میرسید ....

راست یا چپ ؟

من وسط را انتخاب کردم و بعد از نیم ساعت در میان گیاهان و خارهایی که بدنم را می آزرد به راهی نا معلوم ادامه دادم صدای نهیب رودخانه همواره در گوشم میپیچید  و همچنان در شیب های تند قندیل امیدوارانه راه را در پیش گرفتم با رسیدن به بلندترین نقطه ی کوه ؛ روستای بادین آباد همچون نگینی می درخشید ، مسیر را درست انتخاب کرده بودم برای لحضاتی نشستم و به زیبایی آنجا خیره شدم .  این لحظات بر ای همیشه به یکی از زیبا ترین خاطراتم تبدیل شد و باقی ماند و این عکس اگرچه نمی تواند حس زیبای بودن در کوهستان قندیل را نمایان کند اما شیرینی صعود قندیل را چه زیبا به یادم می آورد ...

کردستان - قندیل - روستای بادین آباد

+ نوشته شده در 88/05/27ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط راميار |


عده ی بسیار زیادی از مردم تالاب زیبای زریبار را به اشتباه زریوار میخوانند و این موضوع برای بسیاری از علاقه مندان و دوست داران فرهنگی منطقه باعث نگرانی شده است . با سر زدن به وبلاگ زیر امروز به موضوع جالب توجهی برخورد کردم و آن اقدام اینترنتی یک جوان مریوانی در کمک به این موضوع بود ...

 به وبلاگ زیر نگاهی بیاندازید

http://www.lakezarivar.blogfa.com

+ نوشته شده در 88/05/25ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط راميار |


له پردی سور به و لاوه ... ( نمی دونم چرا با دیدن این عکس هوس گوش دادن به این ترانه رو کردم با اینکه می دونم خیلی هم از هم فاصله دارند )

آبشار شلماش

جهت دریافت سایز بزرگتر این عکس اینجا کلیک نمایید .

این سه عکس از زاویه های دیگری ایست . حتما ببینید  .

عکس اول

عکس دوم

عکس سوم

 

 

+ نوشته شده در 88/05/19ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط راميار |


دالانپراز میان گیاهان انبوه و صخره ها و تالاب های ریز و درشت و چمن ها و دشت های سرسبز پوشیده از چمن و چشمه های ریز و خروش برفاب هایی که از برفهای گوشه و کنار به هم می پیوستند به مسیر ادامه دادیم همانطور که فکر می کردیم زیبا بود  ...

ادامه گزارش نوشتاری 
                                    

 

 

                              

گزارش تصویری اول

                       گزارش تصویری دوم

                                         گزارش تصویری سوم

با تشکر از اقای مسعود شریفی بابت عکسها

+ نوشته شده در 88/04/30ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط راميار |


آبشار زیبا ی روستای سوله دوکل در منطقه سیلوانا  (مرز ایران ترکیه  )
این آبشار از روستا های اطراف هم قابل مشاهده است . این  دوشنبه به احتمال قوی برای قایق سواری به این منطقه میریم .

بلاخره اسامی این منطقه باعث یک جنگ تمام عیار بین ما می شه کاک فرید عزیز

+ نوشته شده در 88/04/27ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط راميار |


 زیویه از رهگذر مجموعه ای بزرگ از اشیای موزه پسند که از دهة ۱۳۳۰ به بازار اشیای عتیقه و در نهایت موزه ها و مجموعه های ایران و خارج راه یافت و به درست یا نادرست به آن منتسب می¬شود در تاریخ هنر ایران در هزارة یکم پیش از میلاد، بویژه سده¬های هشتم و هفتم، شهرت فراوانی دارد. به منظور ارزیابی صحت و سقم ارتباط این اشیا با زیویه و بررسی محوطه، از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۱ هیئتی ایرانی به مدت یازده فصل در زیویه به حفاری پرداخت و مجموعة معماری وسیعی را در آن آشکار کرد که، به رغم آسیبهای فراوان از رهگذر حفریات تجاری و قاچاق دهه های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، هنوز از شکوه چشمگیری برخوردار است. از جمله ویژگیهای این مجموعة معماری، تالاری ستوندار است که یکی از کهنترین نمونه های این نوع سازه در تاریخ معماری ایران به شمار می¬رود و نمونه¬های بزرگتر و مجللتر آن را در محوطه¬های باستانی متأخرتر چون نوشی-جان، گودین تپه و در نهایت در تالارهای ستوندار هخامنشی شاهدیم.

h 

منبع شارنیوز

ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/04/16ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط راميار |


که چی بشه ؟مدتیه هر جا که می ریم یه چیزهایی لذت و کام آدم رو تلخ می کنند . در جریان صعود به قندیل که بی نظیر ترین صعود و جذاب ترین صعود عمرم بود با وجود لذت بسیار زیادی که بردم اما مسائلی این لذتها رو کمی تلخ می کرد که کوتاه به آن اشاره ای گذرا می کنم .

1 : نمی دونم چرا عده ای از کوهنوردان دیواندره هر کوهی که توی کردستان برن باید یه اثری از خودشون بجا بگذارند . چه با جاگذاشتن پلاکارد و نصب در قله ، و یا با اسپری در دیوار تمام کوهستان رو خط خطی بکنن و اسم خودشون رو مثل کاندیدها ی انتخابات روی دیواره ها بزرگ بنویسند ...؟

عجیبه ....

شاید دوستان غیر کرد ندونن که کوه قندیل نه برای فقط کوهنوردان بلکه برای مردم عادی و غیر ورزشکار هم مقدسه و همیشه با احترام از اون اسم می برند و هیچگاه هیچ کردی به خودش اجازه نمی ده که بدون احترام به کوه قندیل از اون نامی ببره

با وجود اینکه آرارات با ارتفاع بیش از 5 هزار متر هیچگاه نتوانسته برای کردها به اندازه ی قندیل اسطوره ای و مقدس باشه .

قندیل نماد مبارزه نماد عشق نماد وطن پرستی و نماد زیبایی ایست و تمام دوستان کرد این کوه را عاشقانه دوست دارند اما من تعجبم از این است که چرا این دوستان به خودشان اجازه می دهند اینچنین چهره این کوهستان بکر و دوست داشتنی رو تخریب بکنن .

هر جا بری باید اسپری های دیوانه کننده رو ببینی قندیل ، غار کرفتو و تمام نقاط بسیار مهم کردستان باید ببینی که گروه کوهنوردی فلان اسم خودش رو نوشته ...

من از مردم عادی هیچ انتظاری ندارم اما برای کوهنوردان باید تاسف خورد که تنها جایی که ازش لذت می برن را اینچنین تخریب و زشت می کنند .

2: نکته بعدی که خیلی دردناک است بازهم در مورد قندیل است مدت زیادی نیست که کوهنوردان می توانند به قندیل صعود کنند اما قندیل جایی ایست که عموماً مردم کردستان علاقه مند به رفتن به این کوه هستند حداقل برای یک بار در زندگیشان اما این دوستان که عمدتا تفننی به این کوهستان رفتند در این مدت کوتاه تمام مسیر پاکوب را به زباله دانی تبدیل کردند و نکته جالب اینکه بیشتر این زباله ها در قسمت هایی از کوه است که کوهنوردان تفننی  توان رفتن آن را دارند ... امیدوارم هر کوهنوردی که به کوهستان عشق می ورزد حداقل یک زباله رو پایین بیاره تا شاهد این زباله های زشت در پاکترین کوه دنیا نباشیم ...

در نهایت امیدوارم هیچگاه افرادی که به کوه می روند آنجا را به ستاد تبلیغاتی تبدیل نکنند و امیدوارم روزی تمام مردم دنیا به این فرهنگ برسند که کوهستان تمیز می تواند لذتبخش باشد و وظیفه ی اصلی ما حفاظت از آن است نه خودنمایی و تخریب ...

+ نوشته شده در 88/04/14ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط راميار |


دوستان جهت دانلود این فیلم که حجم آن در حدود ۲ مگابایت است می توانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید . این فیلم توسط روستائیان منطقه پیرانشهر گرفته شده است .

با تشکر از کاک فرید صدقی عزیز به خاطر آپلود کردن فیلم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 88/04/14ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط راميار |


آبشارمه و بخار میان دیواره ها در هم می پیچید و در میان کوهستان های سر به فلک کشیده آن همراه با نوای خوش آب و پرندگان و مناظر زیبا که از هر گوشه آن آبشار های بلند و رنگین کمانهایی که تشکیل داده بودند آدمی را به گریه وا می داشت مگر ممکن است این همه زیبایی آنهم در یک نقطه ...

اینجا کجاست ؟؟؟؟ جمله ای که بارها از خاطرت می گذرد و برای دوستانی که ندیده اند اینجا را هزاران بار تاسف خوردن تنها جملاتی بود که می توانستی بگویی  ...

ادامه گزارش نوشتاری

 

گزارش تصویری اول

            گزارش تصویری دوم

                        گزارش تصویری سوم

 

 

+ نوشته شده در 88/04/13ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط راميار |


عکسهای زیر مربوط به جاندار  ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است .

چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت ...

از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر

یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند.

از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند.

لاشه ای در کوه قندیل

لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ....

+ نوشته شده در 88/04/09ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط راميار |


اورامانات کردستان

+ نوشته شده در 88/04/08ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط راميار |


این مطلب رو دوست خوبم آقای فواد رضاپور نوشتن با اینکه فاصله ی زیاد با این جاذبه طبیعی منطقه مون نداریم اما متاسفانه از اون بی خبریم .

راستش این مطلب رو وقتی خوندم اصلا انتظار نداشتم مربوط به این اطراف باشه اما ... امیدوارم بتونیم هرچه زود تر اینجا رو ببینیم .

مطلب از ماگما به قلم آقای رضا پور

چند سال پیش در یک برنامه مستند خارجی ، چشمه معدنی که رسوبات آن صخره بزرگ و رنگارنگی بوجود آورده بود می دیدم ... جالب و شگفت انگیز بود وزیبا... وقتی فیلم مستند تمام شد در متن پایانی ، نام انگلیسی ایران توجهم را جلب کرد...تنها چند دقیقه آخر فیلم را دیده بودم که توضیحات زیادی نداشت. مدت زیادی در خیال این بودم که اینجا کجای ایران بود ؟ مگر میشود جایی به این زیبایی در این کشور وجود داشته باشد و اینقدر ناشناس بماند ؟ نه توضیحی در هیچ کتابی ، نه عکسی، نه نشانی ... مشکل اصلی این بود که حتی نامش را هم نمیدانستم !!!

درمرداد ماه سال 86 در اداره میراث فرهنگی شهرستان ارومیه ناگهان چشمم به عکس کوچکی از همینجا افتاد ... انگار گمشده ای را پیدا کرده باشم . با هیجان زیادی از متصدی آنجاعکس را قاپیدم . پرس و جو به این منتهی شد که این چشمه معدنی، گراوان نام دارد و در شهر ربط از توابع شهرستان سردشت واقع شده و جاده خاکی کوتاهی از میان جنگلهای بلوط ، تا همانجا امتداد می یابد. برنامه بازگشت از ارومیه با یک روز تاخیر به سردشت تغییر پیدا کرد و با طی مسیری پر پیچ و خم از میان جنگلهای انبوه پیرانشهرو در امتداد رود پرآب ذاب به ربط رسیدم .

دوست ندارم گراوان را به شکل علمی بشناسم.

بیشتر یک پدیده هنری است! زنده است و روح دارد...

چشمه سنگی با صدای ملایم گازی که از آن می جوشد در امتداد صخره رسوبی که خود بوجود آورده سرازیر میشود ... به جویهای سنگی منظم و کوچکی تقسیم شده و تمام حجم صخره ساخته شده را مرطوب میکند و از انتهای تیز آن به پایین می ریزد . شگفت است و زیبا ...

خلوت و آرامش اینجاست که آدمی را با خود به انتهای حقیقت زندگی میبرد . ذره های آب ملیونها سال به همین شکل اینجا جاری شده اند و این صحنه رنگارنگ را خلق کرده اند . به تابلوی کوچک و زیبایی میماند که با دقت تمام آراسته شده باشد و هر قطره اش ملکولی از رنگ را روی این پیکر صخره ای به یادگار گذاشته است .


به آرامی و چقدر صبور ...


 



 


 


 





 


 



 

+ نوشته شده در 88/04/07ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط راميار |


اگر نمی توانید 40 کیلومتر در ارتفاعات مخوف و دره های پیچ در پیچ قندیل کوهنوردی نمایید و این مسیر را پیمایش نمایید می توانید از گوگل ارث استفاده نمایید و لذت ببرید .

+ نوشته شده در 88/03/20ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط راميار |


نمی دونم چرا ولی این کوه پر ابهت کم کم جزء رویا ها و آرزوهام شده و عاشقانه دوستش دارم هر روز چند بار عکسهایی که از این کوه دارم رو مرور می کنم و گاهی با دوستان می نشینیم و ساعت ها عکسها رو نگاه می کنیم می خندیم لذت می بریم و بازهم نگاه می کنم با این وجود فقط به عکسها هم بسنده نمی کنیم و از گوگل ارث هم برای دیدن هر چه بیشتر این کوه کمک می گیریم و با دیدن این عکس در وبلاگ دوستان مهابادی گویی عشق و عاشقیم گل میکند باز...

شاید برای من انقدر باشکوه است ولی هر چه که هست عاشقانه می ستایمش

از آقای صدقی بسیار عزیز هم برای عکسهایش و زنده کردن لبخندها و خاطره ها تشکر میکنم .

کوه بز سینا در نوار مرزی ایران عراق و ترکیه

+ نوشته شده در 88/03/10ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط راميار |


تالاب « زریبار » :

zribar-lake-kordestanاین تالاب در فاصله 3 کیلومتری شمالغربی شهر مریوان در طول جغرافیایی 46 درجه و 6 دقیقه و عرض جغرافیایی 35 درجه و 31 دقیقه و ارتفاع 1250 متری از سطح دریا واقع گردیده است . وسعت تالاب به دلیل تغییرات حجم آبی در فصول مختلف متغیر می باشد . حداقل عمق آن در حدود 2 متر و حداکثر 6 متر گزارش گردیده است .

حجم تقریبی آب تالاب حدود 30 میلیون متر مکعب برآورد شده است . محیط تالاب حدود 22،5کیلومتر می باشد . میزان متوسط بارندگی 786 میلیمتر در سال است . رطوبت نسبی برابر 4/58 درصد و متوسط تبخیر سالیانه معادل 1900 میلیمتر گزارش شده است . آب تالاب شیرین و از تعدادی چشمه های کف جوش و نزولات جوی تأمین می شود .

گیاهان آبزی و حاشیه ایی از جمله بار هنگ آبی ، هزارنی ، نیلوفر آبی ، لویی ، جگن ، بزواش ، نعناع و گندمیان و همچنینی زیستگاه مناسبی برای جانداران از جمله ماهیان ، پرندگان و پستانداران می باشد .

zribar- kordestanاز پرندگان می توان به اردک سرسبز Anos platyrhynchos و Circus aeruginosos ( اردک‌ارده‌ایی) Auser erythropus غاز پیشانی‌سفیدکوچک(مهاجر) ازخانواده ANATEDAE و Ciconia ciconia ، Rallus aquatcus یلوه آبی ، Fulica atra چنگر و Gallinula chloropus چنگر نوک سرخ از خانواده RALLIDAE ، و حواصیل ارغوانی Ardea purpurea ، حواصیل خاکستری Ardea cinorea ،حواصیل زرد Ardeaola rralloides از خانواده ARDEIDAE ،باکلانalaco feorax carbo از خانواده FALACROCORACIDAE کشیم کوچک Tachybaptus ruficolis ، کشیم بزرگ Podiceps cristafus از خانواده LARIDAE همچنین پرواز زیبای کاکائی ها قابل ملاحظه اند .

از پستانداران می توان به Sus scrufa گراز ، گونه‌ایی گربه وحشی Filis catus می‌توان اشاره کرد .

ماهیان بومی گونه هایی همانند سیاه ماهی خالدار، سیاه ماهی معمولی ، عروس ماهی و گونه‌های exotic(وارده) شامل کپور سرگنده ، فیتوفاگ ، کپور معمولی ، کپور آینه‌ایی و آمور سفید می‌باشد که جزو خانواده ciprinidae هستند. در ایران از این خانواده 92 گونه گزارش ارائه گردیده است .

ضمناً یک گونه مارماهی ، 5 گونه فیتوپلانکتون و 17 گونه زئوپلانکتون شناسایی شده است .

در خصوص گونه های وارداتی اخیر توسط سازمان شیلات و آبزیان می توان به گونه ماهی Gambosia siaaffinhs از خانواده poecilidae و یک گونه میگوی غول پیکر آب شیرین Giant fresh water prown قابل ملاحظه می باشند .

لازم به ذکر است که گونه های یاد شده بالاخص پرندگان ، همه پرندگان تالاب را شامل نشده بلکه شامل پرندگانی است که بصورت اکثریت بوده و برای افراد قابل مشاهده و تشخیص‌اند که این خانواده ها در طبقه بندی تالابها حائز اهمیت می باشد.

zribar

+ نوشته شده در 88/02/31ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط راميار |


        نوازشگری خشن با خواص دارویی ودرمانی                                                     

گزنه حالت گزندگی گزنه این گیاه پر فایده را در نظر مردم بی ارج کرده است . شناخت گزنه با آن برگهای مشخص تارهای گزنده وکرکهای زیاد آسان است .از این کرکها ماده ی سوزاننده ای تراوش می شود که بخش اعظم آن اسید فورمیک و آنزیم ها تشکیل میشود .این همان ماده ی سوزاننده است که در زهر مار نیز وجود دارد . باید گیاه را با دقت وبا یک دستکش چید . در بعضی نقاط روش مداوای عجیبی توصیه میکنند به این معنی که شخص با کمال جرات در وسط بوته های گزنه می غلطد و نیش های آن را با تن خویش آاشنا می کند آنان معتقدند با نیش گزنه فعالیت اندامهای بدن را تحریک میکنند .گزنه را به عنوان نیروی دفع کننده به کار می برند و معتقدند که بسیاری از انواع تب ها-رماتیسم - سکته و حتی توقف عادات ماهانه ی زنان به وسیله ی آن رفع میشود .گزنه را مانند اسفناج و یانوعی سبزی اش میپزند و می خورند این گیاه بسیار مغزی و سرشار از مواد معدنی نظیرآهن و منیزیم است که برای سلامت بدن لازمند . این گیاه دارای مواد اسیدی زیادی نیست این گیاه دارای ماده ای به نام سکرتین است که بهترین عامل جهت تحریک و به کار انداختن غدد هاضمه در معده – روده – کبد – لوزالمعده و کیسه ی صفرا است و خاصیت مهم دیگر آن کمک به ساخته شدن گلبول های قرمز و نتیجتاً تنفس مناسب سلولهای بدن . گزنه را باید خورد . طعم برگهای ظریف و تازه ی ان خوب است و سلامتی می آورد . طبیعتا برگهای پخته ی آن حالت گزندگی ندارد .خوردن گزنه ی پخته برای درمان رماتیسم نقرس  سنگ کلیه توصیه شده است .ضد اسهال است وبه ویژه اسهالهای شدید که در هنگام شیوع وبا پیدا میشود به کار می رود برای انواع خون ریزی ها و سرما خوردگی و گرفتگی مجاری تنفسی مفید است مقوی است وبه مادران شیرده جهت زیاد شدن شیر کمک میکند و عادت ماهانه ی زنان را تنظیم میکند و اگر این عادت غیر طبیعی قطع شود مجدداً آن را برقرار میکند . گزنه خون را تصفیه میکند این گیاه ضد کرم روده است و آن را دفع میکند .حال میتوان دریافت که خواص درمانی گزنه چنان عزت واعتباری به این گیاه میدهد که خواص گزندگی آن را می توان نادیده گرفت. 

+ نوشته شده در 88/02/29ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط راميار |


قله چهل چشمه کردستانهفته ی گذشته در صعود به کوه چهل چشمه کردستان متاسفانه با مواردی برخورد کردیم که جای کمی تامل دارد . بدون شک کوهنوردان می توانند نقشی دوگانه در قبال محیط زیست داشته باشند. آنان می توانند مخرب و یا محافظ محیط زیست شوند . بسیاری از این تخریب ها بدون غرض و یا سوء نیتی ایست و یا شاید ناشی از نا آگاهی افراد از صدماتی ایست که کم و بیش وارد می نمایند . یکی از این موارد پلاکاردهایی ایست که بعضی از گروهها در قله نصب می کنند و آن را رها می نمایند . گروه کوهنوردی چهلچشمه دیواندره در یک کار ارزشی و یاد بود یکی از کوهنوردان فقید استان پلاکاردی را بجا گذاشته بود که در جای خود این عملشان از لحاظ اخلاقی پسندیده و از لحاظ محیط زیستی کاری بسیار ناپسند است . خوشبختانه سالهای سال است که دوربین عکاسی یکی از یاران و همسفران کوهنوردان و گردشگران است و می توان با گرفتن چند عکس و انتشار آن به مراتب اطلاع رسانی بهتری در این رابطه شود . اما به جا گذاشتن پلاکارد در قله صرفاً به آلوده کردن و تخریب این منطقه بکر منجر می شود . امیدوارم دیگر شاهد این فاتحان مخرب ( پلاکاردها ) نباشیم .

اما مورد دیگر :  همه ی ما به عنوان کوهنورد در جای جای این کره خاکی فعالیت می کنیم و همواره شعارهای جهان وطنی سر میدهیم  با برسی کلی گردشگران و کوهنوردان بومی و غیر بومی به این نتیجه می رسیم که بومیان منطقه بیشتر به حفظ  محیط زیست منطقه توجه می کنند و همین افراد در مناطق دیگر در نقش غیر بومی سهل انگار تر میشوند . سهل انگاری یک گروه از کوهنوردان خوزستان و همچنین تکرار این مورد در مناطق دیگر من را بر این داشت که این مطلب را هرچند کوتاه و کم اثر بنویسم . شاید دلیل آن نوع نگرش آنان و تعصب های مربوط به منطقه یشان باشد که این حس در جای خود ارزشمند است اما ای کاش به این باور و نگرش می رسیدند که تفاوتی در کوههای زاگرس ، البرز منطقه کردستان ، لرستان و تهران وجود ندارد و همان گونه که برای منطقه ای که در آن زندگی میکنیم ارزش قائلیم برای دیگر مناطق نیز این ارزش و حق را قائل شویم . امیدوارم تمامی هموطنان عزیز همه جای ایران را سرای خود بدانند و همه ی دنیا را وطن خود .

+ نوشته شده در 88/02/28ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط راميار |


با تشکر از آقای مسعود شریفی

نمایی از سقز

سقز شهر بهاری

طبیعت روستای میک سقز

mik - kordestan

یک صبح مه آلود سقز

نمایی از سقز در یک روز مه آلود بهاری

 

+ نوشته شده در 88/02/27ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط راميار |


گزارش تصویری برنامه

گزارش نوشتاری برنامه

نمای ضلع شرقی مجموعه چهلچشمه

نمایی از چهل چشمه از ضلع شرقی

مسیر از چشمه کانی چاو ره ش به قله (  kani chaw rash )

مسیر چشمه کانی چاو ره ش به قله

+ نوشته شده در 88/02/26ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط راميار |


dalampar

دختر زیبای روستایی با نام کلثوم

دختر زیبا به اسم کلثوم

 طبیعت

گزارش نوشتاری برنامه دالانپر

گزارش تصویری برنامه دالانپر

 گزارش تصویری سایت آرو کمپ

+ نوشته شده در 88/02/14ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط راميار |


امروز یه مسئله ی خیلی جالبی رو با سر زدن به وبلاگ پربار دوستان کانون کوهنوردان اوراز مهاباد دیدم .

اونم همین سمندر کردستانی ایست که تعدادشون خوشبختانه ظاهراْ در این مناطق کم نیست اما نکته جالب توجه این سمندر رو همه به من نسبت می دهند  . چند روز پیش بچه های سقزی هم این نوع سمندر رو در کوه گرده کوه سقز دیده بودند و طبق چیزی که تعریف می کردن به اون می گفتن رامیار !!!

حتی دوست بزرگوار آقای جهانگیرپور  ظاهراْ گفته بود اون رامیاره رفته زیر تخته سنگ ؟!!!!

حالا هم بچه های مهاباد نوشته اند ( مارمولک رامیار ) می ترسم بعد از این به رامیار مارمولک ملقب بشم .

اما خوشحالم که تعداد این جانداران ارزشمند زیاد شده . از دوستان خوب مهابادی هم برای یادشون از من تشکر می کنم و امیدورام هموراه موفق باشند .

همچنین آقای طاهر پهنایی عزیز که در ماناسلو فعالیت میکنن براشون آرزوی موفقیت دارم طبق آخرین اخبار خوشبختانه تونستن به کمپ ۳ برسند و برای اطلاع بیشتر به وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد مراجعه نمایید .

سمندر کردستانی

+ نوشته شده در 88/02/06ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط راميار |


نایاب ترین گل دنیا در حوزه آبریز خورگام ( رودبار گیلان )

سوسن چلچراغدر سال 1354 گیاه شناسی به نام لدربوری در حوزه آبریز خورگام ، روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید. پس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت 4 هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است.

قامت این گل حدود یک متر است و از آنجا که گلهای آن به طرز خاصی به پایین برگشته اند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته است. گل ملی سوسن چلچراغ، تنها گلی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. گل سوسن چلچراغ از تیره لی لیوم بوده و فقط در منطقه رودبار گیلان در حوزه آبریز خورگام در دهکده داماش و لنکران جمهوری آذربایجان رشد می کند.زمان رویش این گل در ماه های خرداد و اوایل تیر است که به صورت گلی با قامت بلند به شکل واژگون شکفته می شود. شکوفه های این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز شده و انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانه های برجسته و پرچم های بسیار بلند است.سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش ، از سال 1355 رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده ، از آن زمان تاکنون 33سال می گذرد.

سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری می شود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود. البته بسیاری از شهروندان بره سر، مرکز بخش خورگام موفق به پرورش این گل زیبا و کمیاب در باغچه منازل خود شده اند و این فرصت خوبی است تا شهرداری بره سر و بخشداری خورگام و در راس همه آنها اداره کشاورزی بره سر اقدام به گسترش آن در دامنه های زیبای بره سر نمایند.

امیدورام بتونم برای دیدن این گل برم

اینهم پوستر زیبایی از این گل

+ نوشته شده در 88/02/05ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط راميار |


 

نا بودی یکی از کوههای بکر کردستان (شاهو) برای چه ؟

مدتی پیش با خبر شدیم که برای بزرگداشت یک روز _ که هنوز هم نمی دانم چه روزی ایست_ صعودی سراسری به کوه شاهو در قلب اورامانات تدارک دیده شده است . چند هزار نفرکمر به ویران کردن طبیعت این کوه بسته اند . و تنها جمله ای که برای دوستاران طبیعت باقی مانده است تاسف خوردن است که به چه قیمتی حاضر به نابودی این منطقه ی بکر می شوند .  بردن چند هزار نفر غیر کوهنورد به این مناطق جز ویران کردن و نابود کردن گونه های گیاهی و جانوری و صلب آرامش جانداران این منطقه هیچ دستاورد دیگری ندارد . متاسفم و هزاران بار برای این افراد و غیرمسئولان بی خیال این برنامه متاسفم .

طبیعتی که دلسوزان این دیار برایش جان ودل سوخته اند اما چه آسان مورد هجوم قرار می گیرد ؟!

خوشبختانه کوهنوردان سقزی (به جز غیر کوهنوردان و افرادی که هدفشان خوش خدمتی ایست ) برای حمایت و حفاظت از طبیعت بکر شاهو ، از شرکت در این صعود سراسری  که توسط یکی از ارگان های دولتی  برنامه ریزی شده است خودداری نموده اند ،  تا صدای مظلومیت این طبیعت را را هرچند اندک اما به گوش مسئولین برسانند .

امیدوارم دیگر شاهد چنین فاجعه هایی برای کوهستان نباشیم و این حرکت های جمعی و سراسری را به سالن های کنفرانس و اماکن فرهنگی محدود نماید . ما کوهستان را بیش از همه چیز دوست داریم و برایمان از همه چیز مقدس تر است .

بزرگترین کاری که این دوستان می توانند برای خدمت انجام دهند دوری کردن از اجتماعات اینچنینی برای حفظ محیط طبیعت است . ضمن احترام به تمام آرمانهای متولیان و مسئولان از آنها به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی کوهنوردی عاجزانه خواستارم که این حرکتها را در محیط های اینچنینی تکرار نکنند و برای پاسداشت و گرامیداشت اینگونه روزها و ایام به مناطق مسکونی و فرهنگی داخل شهرها بسنده کنند.

 کوه شاهو

+ نوشته شده در 88/02/03ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط راميار |


خوشه ويستم !


بوو به سالی


چاوت ده ستي چاوه كاني ، نه گوشيوم


بوو به سالی،


ئاوريشمي قژ، شان و ملي نه پوشيوم


بوو به سالی،


گویم ، تامه زروی روژباشیكه !


گویم ، تامه زروی گيان باشیكه !


بوو به سالی


تينووترم


له گه لای زه ردی هه ل وه ريو،


تينوترم


له بياباني هه زاران سال باران نه ديو!


...


HOME
E-Mail
عناوین مطالب
مشخصات مدیر وبلاگ


LinkDump

وضع هوا شهر هاي كشور
هواشناسی سقز
هواشناسي آرارات
هواشناسی شهر های ایران
هواشناسي شمشك
هواشناسي اورست
هواشناسي ديزين
هواشناسی دماوند
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
شهریور 1385


Categories

کوهنوردی
طبیعت گردی
محیط زیست
ترانه ها
گزارش ها


Links


هيات كوهنوردي سقز
گروه کوهنوردی کانی سقز
وال بوی ...وحید...
وبلاگ آناپورنا (خانوم آنا )
عشق كوهنوردي ( سونيا)
سايت ورزشي سقز
شعر و عكس دوستم
برج سينا ( بشير گنجي)
ويران شود اين شهر كه ...
حمایت از حیوانات
شركت آذر كوه
گوگل مپ
كلاغها
تي تي
سیور
كوهنوشت
بهمن قبادي فيلم ساز كرد
گروه قاجر قروه
مهدي (قاجر قروه )ا
فدراسيون كوهنوردي
طنز كوه
آنچه از دل...
سهند
گوزن زرد .. سمیرا...
mountain .. آقای نجاریان...
ماگما ....فواد....
بام ایران .....رضا
کوهنوردی مریوان
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
سقز
گروه سحر مهاباد
طلوع سپید .... مسعود عسگری
گرین بلاگ
چشمهای همیشه بیدار زمین
وبسایت آقای درویش
نبض سبز
آقای ایرج عبادی
آرام کوه
میراث سبز ایران
انجمن کوهنوردان سقز
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
شووشه
باشگاه دماوند
رهروان اوراز و مقبل
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
ویکی پاکوب
لینک باکس ورزش
کوهستان
جناح آنلاین هرمزگان
سرود کوهستان
فرهنگ کوه آقای صبور
تاریخ و تمدن جهان باستان
محیط زیست بافق
آیریکان
کرد آریایی
منوا لاوی طرغه
یک قدم مانده به... محمد هادی
کوه نیوز
لینکستان ورزشی
عکاس ماجراجو
ئاسکی ئه وین
شکیواه
ژانی گه ل
داستان کوه
کوهستان سرد
سقز - مطالب علمی پژوهشی
کانون کوهنوردی فرهنگسرای بهمن
نیکا
اداره حفاظت محیط زیست کاشمر
گوناگوني(تنوع) زیستی
قصر
کویر های ایران



معرفي كوههاي كردستان

ترغه
دالانپر
رووش
زاغه
شاخه گه وره
غار کرفتو


آمار


اخبار
....         ......


چگوارا اسطوره زندگي من