بخش پنجم این گزارش مربوط به صعود قله و نکات پزشکی و فنی برنامه است ...
قسمت اول گزارش اورست مسیر شمالی ( نیما یزدی پور ) قسمت دوم گزارش اورست مسیر شمالی ( نیما یزدی پور ) قسمت سوم گزارش اورست مسیر شمالی ( نیما یزدی پور ) قسمت چهارم گزارش اورست مسیر شمالی ( نیما یزدی پور ) قسمت پنجم گزارش اورست مسیر شمالی ( نیما یزدی پور ) ۲۷.۴
+ نوشته شده در 88/10/11ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط راميار |
بعد از چند ماه طرح سوالاتی که از نیما یزدی پور پیرامون صعود اورست از جبهه ی شمالی داشتم خوشبختانه گزارش فراتر از تصور من بود . عکسها ی بی نظیر و گویا از لحظه به لحظه ی صعود ، کروکی های بسیار دقیق و مکمل ، شرح تمامی وقایع مربوط به برنامه ، بررسی نکات پزشکی در این صعودها ، نقد و بررسی نقاط ضعف و قوت برنامه ، معرفی نفرات تیم و شرایط فیزیکی تیم ، ابزارهای مورد استفاده و نحوه بارگزاری کمپها ، تاریخچه ی مختصری از صعود این جبهه ، تمرینات آمادگی قبل از برنامه ، دلایل اتنخاب اورست شمالی ، نحوه هزینه کردن در چنین برنامه ای ، ابزراهای کارا و مناسب در چنین صعودی ، مباحث مربوط به سرپرستی ، تغذیه و ... همه نکاتی هستند که به زیبایی هرچه تمام تر و کاملا دقیق و بر اساس مباحث علمی و حرفه ای نیمای عزیز به کالبد شکافی آن پرداخته است . شاید قبل از اینکه با نیما یزدی پور آشنا شوم او را در یک عکس مربوط به ماراتن دماوند دیده بودم که با سه کوهنورد فقید ( داود خادم ، محمد اوراز ، مقبل هنرپژوه ) در قله دماوند گرفته شده بود و شناخت زیادی نداشتم اما وظیفه ی خود دانستم در مورد ایشان بیشتر بگویم . جامعه کوهنوردی کشور نیازمند چنین جوانان برومندی است که وظیفه خود می داند گامی در راه اعتلای این ورزش بردارد . هستند بسیار هیمالیا نوردانی که حتی گزارش مختصر خود را هیچگاه ارائه نکرده اند و هستند اندک مردانی که به تخریب این رشته می پردازند . نیما یزدی پور شاید نماد زنده ی یک انسان ، با شخصیت والا و متواضع است . توصیه من به تمام دوستان کوهنورد این است که به هر شکل ممکن این گزارش و مباحث را مطالعه نمایند بخصوص برای هیمالیا نوردان جوان که رویاهای بزرگی در سر دارند . نیمای عزیز از مطالب و گزارش بسیار خوبت متشکرم و امیدوارم شاهد موفقیت روزافزونت باشیم . .................................. پی نوشت : ظاهرا گزارش آپلود شده در اینترنت قابل دانلود نیست و در حال حاضر با توجه به حجم زیاد آن به دلیل وجود عکسهای زیاد در متن و همچنین کروکی های آن امکان آپلود ان برایم فراهم نیست . سعی می کنم در آینده این گزارش را هرچند خیلی مشکل است اما اصل متن و عکسها و کروکی ها را در وبلاگ انتشار دهم . به سوی کمپ۱ نردبان چيني ها در ارتفاع ٨۶٠٠ متر قله ۲۷.۴ 


+ نوشته شده در 88/10/02ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط راميار |
فایل آپلود شده توسط آقای حسین رضایی جهت دانلود حجم ۱۹ مگابایت ۲۷.۴
ضمن عرض تشکر از دوست عزیز جناب آقای نیما یزدی پور به دلیل ارسال ایمیل گزارش برنامه صعود اورست از جبهه شمالی . متاسفانه خیلی دیر تونستم چک میل بکنم و گزارش ایشون رو ببینم . متاسفانه حجم این فایل بسیار زیاد بود و چیزی در حدود ۱۹ مگا بایت است از این رو قرار بر این شد که جناب یزدی پور متن گزارش رو به صورت فایل ورد ارسال نمایند که دوستان راحت تر بتونند استفاده نمایند . از این رو از دوستانی که علاقه مند به مطالعه ی گزارش اورست شمالی هستند که به صورت پرسشنامه ی جامع و کاملی ایست در روز های آینده حتما متن کامل در وبلاگ قرار داده خواهد شد . باز هم از جناب یزدی پور به خاطر احساس مسئولیتشان در پیشبرد و اعتلای این ورزش نهایت تشکر و قدردانی را دارم و آرزوی موفقیت های بیش از پیش دارم برای ایشان ...
+ نوشته شده در 88/10/01ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط راميار |
عجب روزگاری بود صعود تیلی چوپیک دکتر بهالو را می گویم ، ان زمان که ابزار نو جهت صعود برای خود به نپال می برد و دوستان به نظاره می نشستند... چه روز هایی بود آن روزهایی که تیم اورست 84 بسته می شد ! آن اردوهای مشکل و حساس برای انتخاب نفرات و چه کسی فکر می کرد تیم بدون تبعیض و پارتی بازی بسته شود . کاملا جوانمردانه بسته شد از لیلا بهرامی گرفته تا جناب شعاعی و پزشک مسلمانمان دکتر گودرزی ... ازشاهکار مارکهای قلابی کمپ روی کرامپونها گرفته تا قبول نکردن مسئولیت فنی توسط جناب گودرزی ! از صعود های مستاق اتای بانو نعمتی و هزاران داستان جذاب و سرگرم کننده ... مگر همینان که امروز حکم می دهند همان نبودند که مراسم باشکوهی برای پزشک تیم اورست گرفتند ؟ باز من را به گذشته تر برد به گاشربروم 1 چه روزهایی بود آن زمان که پزشک ابر قهرمان همراه تیم گاشربروم 1 نتوانسته بود بعد از دو روز یک رگ از محمد اوراز بگیرد و ... مگر کسی می توانست بگوید بالای چشمت ابروست ؟ آن زمان که صادقانه دروغ می گفتند و جناب بهادرانی محمد را از دیواره به پایین هدایت می کرد مگر کسی بود بگوید چرا ؟ بعد از 6 سال با شهامت جناب افلاکی با چه افتخاری اعلام می کند : " که ما دروغ گفتیم اما صادقانه دروغ گفتیم محمد اوراز را فقط بهمن نزد و از دیواره پرتش کردیم ! و پزشکمان هم نتوانست به او سرم وصل نماید ." چه افتخار بزرگی باید به چنین قهرمانانی به خود ببالیم . این قهرمانان را باید حلوا حلوا کرد امروز پزشک تیم سراب محکوم است اما این راهی ایست که آن ها رفته اند و رطب خورده منع رطب چون کند ؟ می بایست دوستان اول خودشان را محکوم می کردند بعد به قضاوت دیگران می نشستند اگرچه محکومیت حق مسلم پزشک تیم سراب دکتر«ابوالفضل جوادی» بود متن بیانیه توبیخ از وبلاگ مسئول روابط عمومی فدارسیون کوهنوردی ۲۷.۴
بیانیه فدراسیون کوهنوردی مبنی بر توبیخ و اخطار به پزشک تیم اعزامی سراب در صعود گاشربروم دو من رو به گذشته ها برد ...!!!
+ نوشته شده در 88/09/30ساعت 4:35 بعد از ظهر توسط راميار |
گیاه اوراز با نام علمی (Amygdalus Oraz ) در پهنه دور دست زمان ، در هر ساعت زندگي خويش ، آواز عميق و آشناي اين هستي بيانتهاست و اين خود همه آن چيزهايي است كه هست . ترنم پر همهمه بانگ و نواست . فروغ ميرنده طبيعت و جوشش ناگهاني نيروهاي كور طبيعت و هوسهاي ناملايم انسان نادان بر دست اندازي كور بر طبيعت ، كه همچون سيل از ميان صخرهها هجوم ميآورد ، هنوز كه هنوز است نتوانسته زندگي را از هم بگسلد . در كوه و طبيعت گويي در ميان دوستاني هستيم كه ميشناسيم . عطر خوشنودي سايه پهناور ابرها بر فراز طبيعت ميگذرد . صداي زير و غلطان زنجرهها گوئي به لرزش ستارهها پاسخ ميدهد . باد آهسته شاخههاي بلوط را به هم ميزند اين آواز عميق و آشناي ديرين است و سپهري در كار زادن ، و هستي بيانتها . بعد از 135 سال كه از تحقيق و جستجوي دانشمند آلماني ( هاوس كنخت ) در كوههاي شاهوي اورامان ، كه به كشف و نامگذاري گونههاي كمنظير گياهي ، منجر گرديد كه همه آنها را بنام خود به ثبت جهاني رسانيد كه گذر زمان هنوز كه هنوز است بر پويائي و رنج اين سختكوش ، گواهي ميدهد . نيرو و شادي فطري انسان آفرينشگر ، فعال بودن ، عشق و دوستي در نهاد آن زندهياد فواره ميزند ، كوشا و پرتوان براي شناخت ، ناشناختهها و فضيلت به معناي واقعي اين انديشمند كوهنورد بود . هر چند در سفر دوم اين محقق كه چند سال بعد از سفر اول او آغاز شد روزگار به او روي خوش نشان نداد و درآخرين روزهاي سفر تحقيقاتي ، در دامنه كوههاي دنا كه شرارههاي آب زايندهرود اصفهان را نظاره مي كرد بيماري و كسالت او را از پايي در آورد و در كليسايي در جوار رودخانة زاينده رود اصفهان براي هميشه آرام گرفت . اما زاگرس همواره ، منبع الهام زندگي و تحقيق اين نهاد طبيعت بوده است كه بايد بردبارانه آن را پذيرفت . عشق نباشد زندگي ميميرد . اين بار عشق به خاك و طبيعت راهي پرتب و تاب به روي خود ميگشايد. روز از پس روز پارگيهاي در تار ، تاريكي پديد ميآورد . زمان درگذر ، تلاش براي شناخت ، ناشناختهها . اينبار ، كوهنورد و محقق ، گياهشناس كردستاني « حسين معروفي » دير زماني است ، انس و الفتي با زاگرس بسته و اميد خيره سر را كه نميخواهد بميرد نويد داده ، آن هم با شناخت و كشف گونههاي گياهي ناشناخته جهاني در كوههاي كردستان . گريز روزها كافي است تا پنداري را كه ميخواهد به دنبال خود بكشد با تحقيق و تلاش نه تنها در داخل كشور بلكه اعتبار جهاني براي خود خلق كرده است . آخرين تحقيقات و تلاش گسترده اين محقق به كشف نادرترين و ناشناختهترين « بادام وحشي » كه در گذر زمان در كوهههاي كردستان ، به تعداد محدودي از آن هنوز كه هنوز است به حيات خود ادامه مي دهد منجر گرديده است . در كوههاي كردستان در حومه شهرستان بانه – در آبادي ننور ، كهلي نهيني ، كه بنام كوهنورد گرانقدر « محمد اوراز » نامگذاري گرديده است و نام علمي (Amygdalus Oraz ) بر آن نهاده شده است و به ثبت جهاني رسيده است . و مقاله علمي ايشان چاپ شده در مجله معتبر علمي جهاني(Nordic Jurnal of Botany ) در كشور دانمارك به تاريخ 17 Apr 2009 در صفحات 324-329 سندي گويا است بر اين كشف مهم و علمي در تاريخ طبيعي . باشد در اين بازار غوغا ، كساني باشند تحقيق و تلاش را پيشه كنند و همواره ، افقهاي فكري نامعهودي در آنها سر بر آورد . كه درونبيني پرتواني آنها را تكميل كند . كه بيشتر اوقات خاص يك نيروي زندگي شديد است . آري اينجا همان خانه و خاك آشنا است با توان و علاقه و پويايي به شناخت ، ناشناختهها . انگيزهاي براي بدگماني نيست ، اگر ما نجنبيم ، زمان ميگذرد و گريز روزها كافي است كه اين را به ياد بياوريم . تلاش و انگيزههاي اين محقق كوهنورد را گرامي داشته ، باشد كه شاهد موفقيت بيشتر اين دانشمند ارجمند بر زيباترين ، آرايههاي آفرينش كوههاي زاگرس باشيم . همواره استقامت و شكوه طبع در زندگي استاد حسين معروفي حضوري مداوم داشته باشد . و رويش جوانههاي اميد در لابهلاي داستان خيس خورده زندگي از باران ديرستان را براي اين بزرگوار آرزومنديم . براي آگاهي بيشتر خوانندگان ، متن كامل مقاله ايشان كه به نامگذاري دو گونه گياهي ناشناخته در جهان ، در كوههاي كردستان انجاميده است و به ثبت جهاني رسيده ، چاپ شده در مجله (Nordic Jurnal of Botany ) در كشور دانمارك تحت نام Amygdalus kurdistanica and A . Orazii spp . nov. ( rosaceae) from Iran . تقديم است . و آنچه با علامت * مشخص گرديده است به گونه اوراز ميپردازد . اميد ميرود و علاقهمندان به دانش و كوه و كوهنوردي بهره لازم را از آن برده باشند و اين موج پهناور گسترده شود در پهنه دور دست زمان و به شناخت بيشتر ناشناختهها منجر گردد . سلام اسماعيل سرخ رئيس كوهنوردي شهرستان ديواندره و بنياد زاگرس شناسي ۲۷.۴
زاگرس ، تصويري زنده و رنگين و بسيار استادانه از مراحل معين تاريخ حيات است . كه در آن ، براي نخستين بار در جهان ، زندگي بر اساس ديگري بناشد و متحول گرديد . و همين امر انديشهها ، تلاشها ، و گرمترين دوستيها را از همه سو بدان جلب كرد . داستان پيدايش زاگرس ، حيات و زندگي آرام و در عين حال سخت و پر شكوه به سان رود سيروان پيش مي رود . كه اين پيچيدگي شگرف زندگي است كه سرود زندگي را سر ميدهد . و اين داستان ديرين زايش است كه زندگي ناگزير مي بايد تجديد شود . و مردمان زاگرس در زندگي خود بارها شاهد اين معجزه مي گردند و آن را چنانكه هست مي پذيرند و در حد توانايي با علم و تجربه خويش به تحقق آن كمك مي كنند . آب ، داستان حيات و سرود زندگي در زاگرس جاري مي گردد و هزاران گونه گياهي شناخته و ناشناخته ، كه ادامه حيات را ممكن مي سازد سيراب مي كند. گونههاي كمنظير گياهي در زاگرس منبع ژنتيكي ارزشمندي است كه در درهها و كوهپايهها و كوههاي زاگرس بر افراشته كه حامل اين ثروتهاي ارزشمند ميباشد . كه در طول ساليان وادي ، علارغم تحمل ناملايمات طبيعي و انساني از باد و باران و طوفان و بي آبي تازيانه خورده ، اما پا برجا و در فراز فرازها . آنچه كه بدان ميباليم « ريشه در خاك » بودن است ، اين راز ماندگاري است . كه در اين گونههاي ارزشمند گياهي در زاگرس ، پابرجا كرده است .
+ نوشته شده در 88/09/19ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط راميار |
دوست دارم در مورد جمله به جمله ی این مصاحبه بنویسم . 1- وعده تجلیل از قهرمانان کردستانی که ارزوی همه ی کوهنوردان کردستان است هیچگاه به واقعیت تبدیل نخواهد شد و همواره شاهد این دروغهای بزرگ از طرف مسئولان بوده و خواهیم بود . شاید نمونه نزدیک آن عدم استقبال از سید واسع سید موسوی بعد از فتح مقتدرانه تیلی چوپیک در قالب تیم ملی امید و برودپیک آقای مختار ناوه در قالب تیم کارگران باشد .در این مراسم حتی یک نفر از هیئت کوهنوردی استان و اداره کل تربیت بدنی کردستان حضور نداشتند 2- کوهنوردان کردستانی در دو سال گذشته صعود های فراوانی به روی قلل 8000 متر و 7000 متری های جهان داشتند که از بارز تلاشها می توان به نانگاپاربات دومین کوه مشکل دنیا ، برودپیک در قراقروم، تیلی چوپیک در منطقه آناپورنا ، مستاق اتا ، لنین در منطقه پامیر و ... اشاره نمود که هیچگاه دوستان تربیت بدنی و هیئت کوهنوردی استان در مراسمهای خودجوش مردمی شرکت نداشته اند . 3- در این مصاحبه بازهم عدم آگاهی مسئولان از وقایع ورزشی استان کاملا مشخص شده است ، در جایی که جناب آقای شفیعی به صعود کوهنوردان کردستانی به بام دنیا ( اورست ) اشاره می نماید غافل از اینکه در استان هیچ کوهنوردی تا بحال بروی اورست فعالیت نکرده اند چه برسد به فتح آن ... کدام اورست ؟ اورست علیا یا اورست سفلی ؟ 4- متاسفانه دو سال پیش ما کوهنورد شایسته کردستانی ( زنده یاد سامان نعمتی ) را در کوه نانگاپاربات برای همیشه به یادگار گذاشتیم و این کوهنورد تنها کوهنورد فوت شده استان در ارتفاعات خارج کشور بوده اند . جناب آقای شفیعی اشاره به چندین نفر نموده اند که به زعم بنده همچون اطلاعات قبلیشان بازهم اشتباه از آب در آمد گویی که در این استان زندگی نمی کنند . 5- ایشان در جایی اشاره به تکمیل و تجهیز جانپناه های شهرستانهای تابعه می نماید که باید عرض کنم در کوه چهل چشمه که مرتفع ترین کوهستان کردستان به حساب می آید در داخل روستای بست مشغول احداث جانپناه هستند که عملا بلا استفاده است و هیچگاه نمی تواند تاثیر زیادی در کوهنوردی این منطقه داشته باشد . لازم به ذکر در کردستان چند جانپناه توسط کوهنوردان شهرستانهای مختلف با هزینه شخصی ساخته شده است و هیچ کمکی از طرف اداره کل استان به این پناهگاهها نشده است که می توان به پناهگاه مرحوم عبدالله راشدی در کوه روش سقز و همچنین پناهگاه بدر و پریشان در قروه اشاره کرد . 27.4
امروز با دیدن خبری که اشاره به تجلیل از قهرمانان کوهنوردی کردستان شده بود و خواندن متن کوتاه آن بازهم بیش از پیش برای استان متاسف شدم . جناب آقای شفیعی مدیر کل استان کردستان در یک نطق و سخنرانی تاریخی بازهم هنر نمایی کردند !!!
+ نوشته شده در 88/09/16ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط راميار |
دل سپردن بر ستيغ كوهها را ، عشق بايد گفت كوله بار سخت و سنگين را بدوش خود كشيدن از بلند يال ها بالا كشيدن پا نهادن بر فراز كوهساران كار هر كس نيست ... ره بريدن در اريب صخره هاي مرگبارش و فرورفتن به عمق دره هاي پر شيارش پنجه افكندن به يخهاي يخارش كار هر خس نيست ... خاصه آنجا كه چكاد كوه زيباي دماوند است . كوهساران جاي كركس نيست ! اوج صخره آشيان باز و شاهين است جايگاه مردمان نيك آيين است همنوردا مرد بايد بود ... در كمال سر فرازي زير پاي نيكمردان گرد بايد بود كوه را عشق است دل سپردن بر چكاد كوهها را عشق بايد گفت عشق ورزيدن شيوه ي والاي انسان است ... شاعر بسيار عزيز :حسن خوش وجدان ۲۷.۴ 
+ نوشته شده در 88/09/14ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط راميار |
صبح شده است و هوا ساعت هاست روشن است نیم نگاهی به ساعت می اندازم ، چه زود 9 شد ؟ اما نیم ساعت دیگر هم جایز است و باز می خوابم .... سرم را به سختی هرچه تمام تر بالا می برم و به صفحه تار ساعت دیواری خیره میشوم ، 10:30 است و چشمانم از کله مبارک سنگین تر است . با کمی کش و قوس به کمر و در تلاشی ستودنی نیم خیز میشوم و تل تلو جلوی پنجره می روم ، انگار نه انگار امروز روز دیگریست ! یک خمیازه همانند روزهای گذشته و حرکات کششی که بدنم کمی حال بیاید ! با تلو تلو خوردن به سمت رو شویی میروم تا سرو صورتی بشویم که خواب از کله مبارکم بپرد اما باز نمی پرد !!! با چشمان نیمه باز و موهای در هم تنیده شده برای صرف صبحانه می روم اما تا آب بجوشد و بتوانم یک فنجان چای لبسوز میل کنم یک چرت حسابی می چسبد . چای آماده است و در حدود 20 دقیقه تلاش طاقت فرسا موفق به پر کردن فنجان می شوم و این اولین گام برای یک روز موفق است ... صبحانه میل شد به سمت رخت و خواب مروم تا 10 دقیقه ی دیگر نیز بخوابم ، چون خواب بعد از صبحانه مزه ی دیگری دارد ، راه می روم اما چه سخت است راه رفتن آنهم در این ارتفاع .... خواب همچنان سنگین است و ساعت تیک تاک کنان در چرخش و گذر !!! در همین لحظات صدا هایی گاه و بیگاه شنیده می شود که بلند و بلند تر صدایم می زنند اما بی خیالم و همچنان چشمهایم را می بندم ... روزنامه ، روزنامه ، آخرین خبر !!! و در همین لحضات مغز همچون راکتهای پرتابی دوستان نظامی که همواره صدایشان بیخ گوشمان است سوت کشید و شروع به بالا و پایین پریدن و کوبیدن سرو کله نامبارک به در و دیوار کردم وخواب فرسخ ها دور و دور تر شد ، همچون خروس جنگی گردن را بالا گرفتم و در روبروی آینه با صدایی بلند و در خور توجه شروع به داد و بیداد کردم ... این چه خبری بود اول صبحی ؟؟؟؟ و با همین پرت و پلا گویی به سراغ آپدیت کردن وبلاگ در پیتمان آمدیم . ......................................................................... پی نوشت : این خبر هیچ ربطی به انتخاب جناب آقای موسی مرادیانی مسئول هیئت کوهنوردی استان کردستان نداشت دوستان فکرهای بد نکنند . ۲۷.۴
+ نوشته شده در 88/09/09ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط راميار |
ترجمه : رحيم دانايي باك تيلتون كه خود از ماموران امداد در آمريكاست در اين كتاب تلاش دارد تا مسايل مختلف در رابطه با بهمن، كه افراد بازديدكننده از طبيعت ممكن است با آنها مواجه شوند را شرح دهد. او در اين كتاب به توضيح در مورد پارهاي از بهمنهاي بزرگ ميپردازد و سپس در مورد سطحي كه برف بر روي آن قرار ميگيرد و عواملي كه دست به دست هم ميدهند تا يك تخته برف به پائين حركت كنند ميپردازد. در كتاب خود او مناطق و راههاي ايمن براي پيمايش را جهت كوهنوردي يا اسكي شرح ميدهد و در انتها راههاي مختلف امداد و نجات فرد مصدوم در بهمن و يا پيدا كردن مصدوم در زير بهمن را شرح ميدهد. اين كتاب در سال 1380 به صورت چاپي منتشر شده است. حجم ۳ مگابایت ۲۷.۴
نوشته : باك تيلتون
+ نوشته شده در 88/08/25ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط راميار |
مراسم بزرگداشت دومین سالیاد درگذشت کوهنورد فقید مقبل هنرپژوه ، روز جمعه 22 آبان ماه در کوه برده زرد بوکان بر گزار گردید . در این مراسم که به همت هیئت کوهنوردی شهرستان بوکان برگزار شد صدها نفر از کوهنوردان شهرستانهای بوکان ، سقز ، مهاباد ، ارومیه ، پیرانشهر ، نقده ، اشنویه و بانه حضور داشتند و یاد و خاطره شادروان هنرپژوه و زنده یاد محمد اوراز را گرامی داشتند . در ابتدای مراسم کوهنوردان مسیر روستای کوسه تا مزار شادروان هنرپژوه را پیمایش نمودند و پس از آن با سخنرانی دکتر قسیم عثمانی نماینده بوکان ، جمیل هنرپژوه برادر زنده یاد مقبل هنرپژوه ، معروف اوراز برادر زنده یاد محمد اوراز ، اسماعیل سپهری نماینده هیئت کوهنوردی مهاباد ، حسین رشیدزاده نماینده هیئت کوهنوردی سقز ، نماینده هیئت کوهنوردی پیرانشهر و همچنین شاعران و ادیبان شهرستان بوکان یاد و خاطره این شهید کوهستان گرامی داشته شد . در این مراسم 130 نفر از کوهنوردان سقز ، کوهنوردان بوکان و مهاباد حضوری چشمگیر داشتند و با خانواده ی مرحوم هنرپژوه ابراز همدردی نمودند. شادروان هنرپژوه به عنوان جوانترین فاتح لوتسه (چهارمین کوه مرتفع دنیا) و همچنین فتح قللی همچون اسپانتیک ، آرارات و تلاش برروی گاشربروم یک و برودپیک یکی از شایسته ترین کوهنوردان کشور محسوب می شد که در آبان ماه سال 1386 در کوه برده زد در حال آموزش به سنگ نوردان جوان بوکان ، دچاره حادثه شد و بشدت آسیب دید و پس از ۹ روز مبارزه با مرگ ، روز ۲۴ آبان ماه در دامان کوه برده زرد آرام گرفت . ............................................................... کاک فرید صدقی عزیز ( وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد ) کاک جمال عزیزی از مربیان خوب کانون اوراز مهاباد کاک حسن سینا رئیس کانون کوهنوردان اوراز مهاباد کاک ئاوات کریم زاده از مربیان خوب بوکان ( وبلاگ منوا لاوی ته ره غه ) کاک سلیمان فخری عزیز ( وبلاگ انجمن کوهنوردان ) اوباما ( آرش ) از بچه های کانون کوهنوردان اوراز مهاباد هیدی علیزاده "" کسری قاضی "" خانم سحر عبدی "" خانم بیان فاضلی "" آرزوی موفقیت بیش از پیش دارم برای این دوستان . 27.4
در این مراسم بعد از مدتها بسیاری از بچه های خوب مهاباد و بوکان را از نزدیک دیدم .
+ نوشته شده در 88/08/22ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط راميار |
وعده دیدار جمعه ۲۲ آبان ماه کوه برده زرد بوکان

عکس از وبلاگ کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
۲۷.۴
+ نوشته شده در 88/08/20ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط راميار |
زیبایی خیره کننده ای داشت ، کوهی تک و با وقار در دل طبیعتی بی نظیر سر برافراشته بود ، پرتو های طلایی رنگ خورشید قسمتی از ترغه را همرنگ خودش کرده بود . آنچنان محو تماشای ان بودیم ، گویی برای نخستین بار به میعادگاه اولین عشقمان رفته ایم . بی قرار بودیم و باورش سخت بود که بازهم بر بلندای این عشق طلایی بایستیم ؛ نسیم خنک صبحگاهی صورتمان را نوازش می کرد و صدای خرده سنگ های زیر پایمان وعده ی دیداری نزدیک میداد . در این خیال بودم که چرا هیچگاه از این مسیر به دیدارش نرفته بودم ! هیچگاه ترغه را آنچنان زیبا نفهمیده بود ...
+ نوشته شده در 88/07/25ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط راميار |
در هوایی خنک میان برگ ریزان و شاخه های طلایی درختان بلوط موسیقی عشق می نوازیم گام بر می داریم و لذت می بریم . در میان شیطنت سنجاب ها و رقص باد و برگهای خوشرنگ و موسیقی آب عشق را نقاشی می کنیم ؛ زاخه مغرور و با وقار در انتظار است ....
+ نوشته شده در 88/07/25ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط راميار |
منطقه سر شاخان یکی از زیبا ترین مناطق کوهستانی کردستان است . این کوه در حدفاصل شهرستانهای مهاباد و پیرانشهر واقع است و دارای چشم اندازهای بی نظیری ایست . قسمتهایی از این منطقه دارای پوشش جنگلی ایست . از قلل منطقه سرشاخان می توان به قلات شاه (مرتفع ترین قله ) ، قلات مصطفی بگ و لندشیخان اشاره کرد . 
+ نوشته شده در 88/07/19ساعت 6:9 قبل از ظهر توسط راميار |
بلاخره بعد از مدتها سعادت همنوردی با دوستان قدیمی رو پیدا کردیم دوستانی که مدتها بود نتونسته بودم در کنارشون باشم .روز جمعه به مناسبت افتتاح پناهگاه روش همایش عمومی باشکوهی برگزار شد که برای من بسیار لذت بخش بود . 
+ نوشته شده در 88/07/18ساعت 7:33 قبل از ظهر توسط راميار |
ما همیشه یاد گرفتیم کارهای خوب و پسندیده رو به خودمون نسبت بدیم و کارهای زشت رو به دیگران . هر کار ناپسند ی انجام میگیره راحت به مسافرها نسبت داده میشه . آره مسافرها هم نقش دارند اما این چشمه ای که عکسشو می بینید منطقه ایه که مسافرها گذرشون بهش نمی افته . بد نیست برای لذت خودمون هم که شده یکمی فکر کنیم . این چشمه که می تونست خیلی زیبا باشه بازهم می تونه زیبا بمونه اما اگر ما این رو بخواهیم ... دوست دارم یک بار فکر کنیم ببینیم تفاوت این دو عکس در کجاست ؟ فقط همین یک بار آب را گل نكنيم:
در فرودست انگار، كفتري ميخورد آب.
يا كه در بيشه دور، سيرهيي پر ميشويد.
يا در آبادي، كوزهيي پر ميگردد.
آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، ميرود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي.
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب.
زن زيبايي آمد لب رود،
آب را گل نكنيم:
روي زيبا دو برابر شده است.
چه گوارا اين آب!
چه زلال اين رود!
مردم بالادست، چه صفايي دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!
من نديدم دهشان،
بيگمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.
ماهتاب آنجا، ميكند روشن پهناي كلام.
بيگمان در ده بالادست، چينهها كوتاه است.
مردمش ميدانند، كه شقاق چه گلي است.
بيگمان آنجا آبي، آبي است.
غنچهيي ميشكفد، اهل ده باخبرند.
چه دهي بايد باشد!
كوچه باغش پر موسيقي باد!
مردمان سر رود، آب را ميفهمند.
گل نكردندش، ما نيز
آب را گل نكنيم

+ نوشته شده در 88/07/09ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط راميار |
بلاخره ما نفهمیدیم این فدراسییون تیم اعزام میکنه یا نه ؟ از اون شاهکار برودپیک مهندس هوایی و صعودهای تیم امید و حماسه تیلیچوپیک همواره فدراسیون اعلام کرده که این دیگه آخریشه و دیگه از اعزام تیم خبری نیست اما ظاهرا برنامه ی ای جدید برای حضوری ماندگار در دائولاگیری دارند ... اگه اشتباه نکنم 24 همین ماه ثبت نام اولین اردو تیم ملی است و تیم دائولاگیری رو می خواهند ببندند. البته چیزی که در اردوهای قبلی مشخص بود بستن تیم قبل از اردوها بود اما دلیل اینهمه اردو و انتخابی و دردسر هنوز برام مشخص نشده اما امیدوارم روزی مشخص بشه که چرا اردوی انتخابی گذاشته میشه . به هر جهت برای تیم ملی آینده آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم ماجرای تیلی چوپیک تکرار نشود .
کوه دائولاگیری با 8167 متر ارتفاع بعنوان هفتمین کوه دنیا در منطقه عمومی آناپورناها و در شمال کشور نپال قرار دارد. در میان کوههای مرتفع نپال، دائولاگیری بزرگترین کوهی است که تماما در این کشور واقع شده، این کوه در شمال مرکزی نپال و شمالغربی شهر پخارا قرار دارد و از میان تنگه عمیق کالی کانداکی به سمت شرق آناپورنا هیمال گسترده شده. کلمه دائولاگیری به معنای کوه سفید می باشد. متاسفانه بهار امسال یکی از بهترین کوهنوردان ایرانی ؛ مهدی اعتمادفر بعد از 2 سال تلاش جانش را در این کوه هدیه کرد . 
+ نوشته شده در 88/07/05ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط راميار |
* آخر بی دانش مگه قله نانگاپاربات از مجموعه قلل و کوههای هیمالیا نیست ... * بی اطلاع بی سواد آخر وقتی ایشان را انتخاب می کنند و واقعا" لایق است چه کار کند ... * دیگه از این چرت و پرت ها ننویسی حتی اگه بهت گفته باشند ... * متاسفم و از این مطالب بی پایه و بی ارزش و بی اساس در مورد یکی از مفاخر استان( مهندس موسی مرادیانی) این در افشانی ها و سخنان زیبا و گهر بار یکی از بستگان جناب موسی مرادیانی ( شهردار سابق سنندج و معاون عمرانی استانداری کردستان ) در بخش نظرات این وبلاگ نوشته شده است و بنده را مورد لطف قرار داده است . نمی خواستم در مورد موسی مرادیانی زیاد بگویم اما لیاقت این " جناب " و اعتبارشان بحدی ایست و همچنین طرفداران با ادبشان که من را مجبور به پاسخ دادن نموده است . در مورد جمله ی اول : اما نکته ای که باید توجه داشت دانش اندک بنده است و دریای علم و آگاهی این دوستان است که همچون آتشفشان فوران می کند و همواره گدازه های علم و آگاهی جنابان باعث افتخار این حقیر ودیگر هم استانی هایمان می شود . و همواره به خود می گویم که چه فرقی می کند آخر آدم ابله ناگاپاربات با اورست چه فرقی دارد همشون که هیمالیا هستند ! ما رو باش ... از بابت این راهنمایی نهایت قدردانی و تشکر را از ایشان دارم در مورد جمله دوم : در مورد جمله سوم : اما این بنده حقیر که متاسفانه با این مستکبرین کوهنوردی استان کردستان در ارتباط بوده ام و هزار بار متاسفانه فریب این جنایتکاران بی سواد را خورده ام و این مطالب را در مخالفت با حضرت " جناب " عنوان نموده ام از این کار خود به شدت پشیمان هستم و تقاضای عفو دارم از ایشان . آنها می گفتند که " جناب " تفاوت بین پا و متر را نمی داند و به اورست می گوید 8000 پا ، بنده هم اکنون فهمیدم که چقدر در اشتباه بوده ام و چرا گول این جانی ها ی از خدا بی خبر را خورده ام و تازه فهمیده ام که منظور " جناب " از فوت یا همان پا ارتفاع آن از نوک انگشتان تا استخوان ران بوده است که با در نظر گرفتن قد و قامت رعنای " جناب " همان یک متر می شود که بنده و دیگر مستکبرین و بی سوادان به اشتباه خنده های شیطانی سر می دادیم .... در مورد جمله چهارم : امیدوارم سایه " جناب " همواره بالای سرمان باشد و از نعمات و الطاف ایشان بی نهایت خرسندیم و از سخنان گرانسنگ حضرتعالی و خواهر مکرمه مان و همچنین " جناب " نهایت تشکر را دارم و همچنین سعادت حضور خدمت قدر قدرت با شوکت ، با صولت ، صاحب کرم ، عاقبت اندیش ، فرنگی وش ، نیکو روش ، نیک خصال ملک آباد را آرزومندم . سایه تون کم نشه " جناب " پی نوشت : دوستان بعداً فهمیدند اسم این کوه نانگاپاربات بوده است و آن را نیز نانگاپارابات ( NangaparAbat) می خواندند که بازهم جیره خواران خنده های شیطانی می کردند ...
بنده در چند پست قبلی اشاره کردم که جناب موسی مرادیانی که از این پس " جناب " خوانده می شود در مورد محل کشته شدن کوهنورد کردستانی بجای نانگاپاربات می گفتند اورست !!!
بازهم این بنده حقیر از روی کم دانشی و نا آگاهی و بی سوادی عرض کرده ام که چرا باید مسئولین را انقدر به زحمت انداخت و آنان را وادار به قبول کردن مسئولیت نمود بنده خدا " جناب " آنقدر گرفتاری در استانداری دارد که نمی تواند به همه چیز برسد اما چون ما کوهنوردان خیلی حقیر و بی سوادیم به ناچار این مهم را قبول کرده اند و الی " جناب " که تمایلی نداشتند. صرفا برای حفظ آبروی ما در بین هموطنانمان بوده است که قبول زحمت نموده اند و الی " جناب " را چه به کوهنوردی ؟ و از این بابت بنده نهایت درود و سپاس بیکران را به درگاه استانداری و شخص " جناب " تقدیم می نمایم و امیدوارم حضرت حق یار و نگهدار ایشان باشد و از گزند ایادی استکبار بدور باشند و با سلام و صلوات بتوانند گره از کار خلق بگشایند...
من قبل از باز کردن این باب از " جناب " و اطرافیان " جناب " عذر خواهی میکنم که امیدوارم این عذرخواهی مورد قبول ایشان واقع گردد.
قبل از هر چیز بر منکرش لعنت ! متاسفانه ما در جریان جانفشانی های این " جناب " در شهرداری سنندج نبودیم و تمام مسائل را برای ما وارونه منعکس مینمودند که بعداً با ادبیات زیبا و دلنشین شما و خواهر عزیزمان خانم سوما در یافتیم " که ما بی خبرانیم " و شرح رشادت ها و دلیری هایشان را از گفتار گهر بار شماست که دریافتیم و اکنون شرمنده ایم که قبلا این موارد را نمی دانستیم . شاید دلیلش این باشد که ما گذرمان به استانداری و س..ه و شهرداری سنندج نیوفتاده است که تا این اندازه فریب این جیره خواران را خورده ایم.
+ نوشته شده در 88/07/03ساعت 4:16 بعد از ظهر توسط راميار |
مدتها بود که فیلم های وسترن و بکش بکش و بزن بزن ندیده بودم و اصولا علاقه ای هم به رمان ندارم چه به رسد به رمان های جنایی و اکشن ! اما امروز بعد از سالها موفق شدم به این مهم نیز برسم و یک رمان و داستان واقعی اکشن را مطالعه نمایم . نکات بسیار جالبی در این ماجرا وجود دارد که ذهن هر خواننده ای را به سوی خود می کشاند که لازم دانستم توضیحات مختصری را قبل مطالعه دوستان ارائه دهم . اولاً ما ، هی تاسف می خوردیم که چرا کوهنوردا هر روز و هر روز بیشتر با هم خصومت پیدا می کنند و سر تعیین مسیر و محل برقراری کمپ و انتخاب نفرات و ... همواره به همیدیگر می پرند اما ظاهراً کار از خصومت و زیر چشمی نگاه کردن و محل نگذاشتن ( آدم حساب نکردن) گذشته و اکنون به چنگ انداختن و لگد زدن و گیس بریدن کشیده شده ... به به !!! دویماً ؛ ما هی می خواهیم قاطی این مسائل شرعی نشویم ملت نمی گذارند که ! هی پای اسلام را وسط می کشند تا راحت بتوانند دهن طرفشان را ببندند ( گل بگیرند ) و ما را مجبور میکنند که استغفرالله گویان به مطالعه یمان بپردازیم ... خودتان ببینید و بخوانید و نتیجه بگیرید ...
+ نوشته شده در 88/07/01ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط راميار |
محمد حسن نجاریان فاتح 5 قله هشت هزار متری و همنورد اوراز در صعود های ، لوتسه ، ماکالو ، اورست ، گاشربروم 1 از بغض های فروخورده ی اوراز می گوید ... بازتاب این مصاحبه در سایت ورزشی آروکمپ
سالها می گذرد و ما هر سال بیش از پیش حسرت از دادن اوراز ها را میخوریم . در ششمین سالگرد اوراز فرصتی پیش آمد تا بتوانیم با تنها بازمانده تیم حمله گاشربروم 1 ، چند ساعتی بنشینیم و حرفهایی که هیچ وقت گفته نشد و بغض هایی که نترکید را از زبان نجاریان بشنویم !
+ نوشته شده در 88/06/25ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط راميار |
متاسفم كه هر هفته و يا هر روز و هر ساعت بايد شاهد از دست دادن يك به يك اعضاي اين جامعه ي همواره داغدار باشيم . عباس جعفري كوهنورد و كوهنويس بر جسته و نام آشنا كوهنوردي كشورمان جاودانه شد ... 
+ نوشته شده در 88/06/22ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط راميار |
نویسنده : جرزی کوکوشکا مترجم : آقای رامین شجاعی توضیحات مختصر در مورد کتاب : خط به خط آن زیباست و فوق العاده همین ! در این کتاب گزارشات صعود جرزی کوکوشکا در صعود به چهارده قله بالای ۸۰۰۰ متر دنیایست ... امیدوارم خودتان بتوانید بخوانید استفاده نمایید و لذت ببرید . با تشکر از جناب آقای رامین شجاعی مترجم این کتاب و همچنین تبریک به خاطر مسیر جدیدشان ( البته مسیر مان یا مسیر ایرانی ها ) در برودپیک پاکستان
دنیای عمودی من
+ نوشته شده در 88/06/17ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط راميار |
در مرگ های عاشقانه
قاعده ها دگرگون خواهد شد صلیبی که بدان مسیح را آویختند بعد ها نماد عشق به مسیح شد ما کوه را دوست داریم و می ستاییم همچون ستایش یک مسیحی به صلیب 
+ نوشته شده در 88/06/16ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط راميار |
یکی از کلاهک ها
.jpg)
آقای جمال یوسفی از مربیان بسیار خوب و ارزشمند کانون کوهنوردان اوراز مهاباد

حسین عبدلی که از هر دو عکس یکیش ایشون بود و همیشه هم غر میزنه که چرا تو عکسها نیست
.jpg)
نحوه یومار زدن جدید انگار رو مبل نشسته !!!!

اینم یه پاندولی اساسی
.jpg)
+ نوشته شده در 88/06/14ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط راميار |
با شنیدن این مطلب از ایرانی بودن خودم به واقع احساس شرم میکنم . شرم می کنم وقتی دونفر خارجی باید آشغال و کثافت کوهنوردای ما رو از شکاف یخی بیرون بکشند . این دوستان می توانستند با افتخار به کشور برگردند و باعث افتخار همه ی ما شوند اما ...... کوه نیوز : خارج كردن زباله ی تيم هاي ايراني از شكاف يخي گاشربروم 2
هر روز باید شاهد این فرهنگ ناب ایرانی به شکلی باشیم و هیچ چیز از این بدتر نیست ، کوهنوردان که باید سفیر های دوستی و زندگی باشند و برای حفاظت از طبیعت پیشگام باشند خود اینگونه رفتار نمایند .
همان طوري كه مطلع هستيد، تيم هاي ايراني در تابستان سال جاري صعودي را بر روي گاشربروم II انجام دادند. چند روز بعد از منتشر شدن خبرهاي صعود تيم هاي ايراني، وب سايت k2 climb به نقل از اعضاي تيم altitudejunkies مدعي شد كه ايراني ها موفق به صعود اين قله نشده اند. همچنين در اين وب سايت تصويري از دو كوه نورد به نام هاي آرين و مايكل قرار داده شده بود كه كيسه زباله اي را در دست دارند. اين دو مدعي بودند كه آن را از شكاف يخي كمپ يك گاشربروم II بيرون كشيده اند. آنها ميگفتند كه زباله ها را تيم هاي ايراني در شكاف انداخته اند. البته كاوه كاشفي سرپرست تيم هيات كوه نوردي استان تهران بعد از انتشار اين خبر و بازتاب آن در سايتهاي داخلي و خارجي، توضيح داد كه اين زباله هاي متعلق به تيم هاي ايراني نيست. اما به تازه گي ويديويي تصويري بر روي وب سايت يوتيوب قرار داده شده است كه آرين و مايكل را در حال بيرون كشيدن اين زباله ها نمايش ميدهد. در ضمن اين مطلب را اولين بار وبلاگ كلاغها منتشر كرده است.
+ نوشته شده در 88/06/11ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط راميار |
تا زمانی که چنین مدیرانی در راس کوهنوردی یک استان قرار میگیرند باید هم وضعیت کوهنوردی استان به این شکل باشد اما از آنجا که نه شما و نه آقای مرادیانی کوهنورد نیستید در مورد وضعیت کوهنوردی استان صحبت کردن آب در هاون کوبیدن است . اما جای بسی تاسف دارد که معاون استانداری به خاطر پستی که دارد به این سمت ها گماشته میشود ( نه انتخاب ) و مرادیانی نیز به همین شکل صرفاً به خاطر تکمیل کارنامه نه چندان ارزشمند سیاسی خود این پست را تحت تصرف خود قرار داده است. بد نیست خاطراتی از این جناب تعریف کنم : در اولین دوره ریاست هیئت کوهنوردی استان کردستان ایشان وعده ی جالبی دادند که جای کمی تامل است ایشان فرمودند حتما در ( کوه قندیل بانه ) پناهگاه مناسبی خواهم ساخت ...! ایشان هنوز نمی دانستند که کوه قندیل کیلومترها از استان کردستان فاصله دارد اما همین که وعده پناهگاه را در آرارات نداد جای بسی خوشحالیست چرا که ممکن بود چنین تصوری هم داشته باشد که آبیدر سنندج رو آرارات تشخیص دهد . و یا در یادواره مرحوم نعمتی خیلی جالب توجه بود که وعده استقبال از سامان نعمتی را داد و همچنین ایشان فکر میکردند که سامان نعمتی در اورست ناپدید شده اند که باعث سرافکندگی من و تمام هم استانی هایمان شد ... نمی دانم چه کسی اجازه سخنرانی را به ایشان داده بود . خیلی عالی بود وقتی دیدم شما عبارت (( سخنرانی نابخردانه هیئت )) را در گوگل سرچ نموده اید تا به مطالبی در مورد ایشان دسترسی داشته باشید و با دیدن چنین چیزی واقعاً خوشحالم نمودید . امیدوارم روزی همه برای کسب اطلاعات در مورد ایشان این عبارت را در اینترنت جستجو کنند . مطلبی مورد نظر در مورد همایش قروه مطلبی در مورد هیئت کوهنوردی استان
دوست عزیز از اینکه توانستم این صحبت ها را شاید به گوش مرادیانی برسانم خوشحالم . و مطمئناً در آینده نیز تکرار خواهد شد اما مسئله ای که باید به آن اشاره کنم ادبیات بی ادبانه شماست نمی دانم چه نسبتی با موسی مرادیانی دارید اما هرکه که هستید ، بویی از ادب و شعور نبرده اید و متاسفم که چنین افرادی وارد این وبلاگ میشوند .
+ نوشته شده در 88/06/09ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط راميار |
مدت کوتاهیه که وبلاگ کاک ئاوات کریم زاده از کوهنوردان و مربیان خوب بوکان راه اندازی شده است . شاید بسیاری از دوستان با این وبلاگ تا کنون آشنا نشده باشند از این جهت توصیه میکنم حتما به این وبلاگ سربزنید و برای کاک ئاوات هم آرزوی موفقیت بیش از پیش را دارم .
+ نوشته شده در 88/06/04ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط راميار |
ساعت حدوداً 1:30 بامداد بود و من بعد 10 ساعت کوهپیمایی به نزدیکی های روستای بادین آباد رسیده بودم. قندیل آنچنان که فکر میکردم باصلابت بود ؛ در میان سکوت شب و در کنار صدای جیرجیرکها و تاریکی مطلق که مه نیز همه جا را فرا گرفته بود بدنبال مسیری گم شده میگشتم . نور چراغم کم سو بود ، به سختی توانستم مسیر پاکوبی را بیابم که در میان گیاهان انبوه مخفی بود و خود به دوراهی میرسید .... راست یا چپ ؟ من وسط را انتخاب کردم و بعد از نیم ساعت در میان گیاهان و خارهایی که بدنم را می آزرد به راهی نا معلوم ادامه دادم صدای نهیب رودخانه همواره در گوشم میپیچید و همچنان در شیب های تند قندیل امیدوارانه راه را در پیش گرفتم با رسیدن به بلندترین نقطه ی کوه ؛ روستای بادین آباد همچون نگینی می درخشید ، مسیر را درست انتخاب کرده بودم برای لحضاتی نشستم و به زیبایی آنجا خیره شدم . این لحظات بر ای همیشه به یکی از زیبا ترین خاطراتم تبدیل شد و باقی ماند و این عکس اگرچه نمی تواند حس زیبای بودن در کوهستان قندیل را نمایان کند اما شیرینی صعود قندیل را چه زیبا به یادم می آورد ...
+ نوشته شده در 88/05/27ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط راميار |
قله سبلان . فکر میکنم این عکس رو آقای حسن نجاریان گرفته باشند ....

+ نوشته شده در 88/05/27ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط راميار |
این پاسخ در خطاب به فردی ایست که خبر بحث شده را درج و پاسخ را در این وبلاگ نوشته است و این مطالب در خطاب به مجموعه شارنیوز نیست . سایت شارنیوز در این چند سال فعالیت چهره خوبی از خود در اذهان عمومی و بین شهروندان بر جای گذاشته است . من از این متاسفم که شاید یک نفر از این مجموعه با این سهل انگاری باعث زیر سوال بردن تمام مجموعه شارنیوز شود . دوستان عزیز من محترمانه تر از همیشه این مطلب را برای شما عنوان کردم و انتظار این جواب را از شما نداشتم ، در جایی که شما از قول من که تنها مسئول اینگونه مسائل در هیئت هستم ( به عنوان روابط عمومی و کمیته فرهنگی ) می نویسید به گزارش خبرنگار شارنیوز به نقل از هیئت کوهنوردی سقز جایی برای دفاع وجود نخواهد داشت ! من این سوال را از شما داشتم که چه کسی از طرف هیئت مصاحبه می کند و شما با کدامیک از اعضای هیئت صحبت نمودید که آن را در سایتتان می نویسید . و آیا کپی کردن متن تایپ شده توسط من را با نام خبرنگار شارنیوز کاری به دور از اخلاق حرفه ای نمی دانید ؟ این فرد در کامنتش نوشته است : خبر از بولتن داخلی دولت برداشته شده بود و لزومی به درج منبع در این مورد نیست. توصیه اینکه با استعدادی که شما داری حیف است یک سایت باز نکنی! در هر صورت باید نام منبع را صحیح وارد می نمودید در ضمن شما منظورتان از بولتن داخلی دولت چیست ؟ آیا منظورتان خبرگزاری ایرنا ست ؟ در صورتی که هر کسی تفاوت بولتن داخلی را با سایت می داند !!! حتی اگر از سایت دولتی ایرنا هم این خبر را بر داشته باشید باید نام منبع را بنویسد اما شما نوشته اید (به گزارش خبرنگار شارنیوز به نقل از هیئت کوهنوردی سقز) . شما اگر از ایرنا و یا ناوه ندی هه والنیری سه قز و یا آروکمپ خبر را برداشته اید چگونه به خودتان اجازه می دهید که نام خبرنگار شارنیوز را می نویسید ؟ و چگونه اظهار می کنید در این خصوص لزومی به درج منبع نیست و اگر لزومی نیست چرا آن را به خودتان نسبت می دهید ؟ در ضمن در مورد استعداد من گفته بود که باید عرض کنم چون من این فرد را خارج از مجموعه شارنیوز می دانم زیاد به صحبتهایش اهمیت نمی دهم اما این نکته برای شما باید از اهمیت زیادی برخودار باشد چون اگر قرار باشد هر بحثی و هر فردی از قول هیئت و ... نقل قول نماید که سنگ روی سنگ بند نخواهد شد . شما اگر به سایت های دیگر نگاهی بیاندازید هیچگاه از کسی نقل قول غیر معتبر وغیر موسخ نمی کنند و فقط این مورد توسط این فرد در شارنیوز انجام می شود . در آخر بازهم تاکید می کنم امیدوارم چنین افرادی در شارنیوز باعث سوء برداشت در مورد کل مجموعه شارنیوز نشود .
+ نوشته شده در 88/05/14ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط راميار |