اینجا کجاست ؟؟؟؟ جمله ای که بارها از خاطرت می گذرد و برای دوستانی که ندیده اند اینجا را هزاران بار تاسف خوردن تنها جملاتی بود که می توانستی بگویی ...
مه و بخار میان دیواره ها در هم می پیچید و در میان کوهستان های سر به فلک کشیده آن همراه با نوای خوش آب و پرندگان و مناظر زیبا که از هر گوشه آن آبشار های بلند و رنگین کمانهایی که تشکیل داده بودند آدمی را به گریه وا می داشت مگر ممکن است این همه زیبایی آنهم در یک نقطه ...
+ نوشته شده در 88/04/13ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط راميار |
عکسهای زیر مربوط به جاندار ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است . چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت ... از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند. از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند. لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ....


+ نوشته شده در 88/04/09ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط راميار |

+ نوشته شده در 88/04/08ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط راميار |
یک ترانه کردی از هنرمند عدنان کریم ( ماه من ) ماه ی من ته نها مه هیکه سه د نجومی مه حو ئه کرد یاری من ته نها گولیکه سه د هه زاری گرتووه خوش له سه ر سینه ی سه ری هه لداوه دو گوی سه ر به مور مات و حه یرانم که عه رعه ر که ی هه ناری گرتووه؟ ... ئه ژده های زولفی له ده وری گه نجی حوسنی حاریسه حه لقه حه لقه چین به چین سه ر تا به خواری گرتووه گه رد و بادی هیجری تو وا عاله می لی کردمه توز نه ک دوو چاوم به لکه حه تا دل غوباری گرتووه
+ نوشته شده در 88/04/08ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط راميار |
این مطلب رو دوست خوبم آقای فواد رضاپور نوشتن با اینکه فاصله ی زیاد با این جاذبه طبیعی منطقه مون نداریم اما متاسفانه از اون بی خبریم . راستش این مطلب رو وقتی خوندم اصلا انتظار نداشتم مربوط به این اطراف باشه اما ... امیدوارم بتونیم هرچه زود تر اینجا رو ببینیم . مطلب از ماگما به قلم آقای رضا پور چند سال پیش در یک برنامه مستند خارجی ، چشمه معدنی که رسوبات آن صخره بزرگ و رنگارنگی بوجود آورده بود می دیدم ... جالب و شگفت انگیز بود وزیبا... وقتی فیلم مستند تمام شد در متن پایانی ، نام انگلیسی ایران توجهم را جلب کرد...تنها چند دقیقه آخر فیلم را دیده بودم که توضیحات زیادی نداشت. مدت زیادی در خیال این بودم که اینجا کجای ایران بود ؟ مگر میشود جایی به این زیبایی در این کشور وجود داشته باشد و اینقدر ناشناس بماند ؟ نه توضیحی در هیچ کتابی ، نه عکسی، نه نشانی ... مشکل اصلی این بود که حتی نامش را هم نمیدانستم !!! درمرداد ماه سال 86 در اداره میراث فرهنگی شهرستان ارومیه ناگهان چشمم به عکس کوچکی از همینجا افتاد ... انگار گمشده ای را پیدا کرده باشم . با هیجان زیادی از متصدی آنجاعکس را قاپیدم . پرس و جو به این منتهی شد که این چشمه معدنی، گراوان نام دارد و در شهر ربط از توابع شهرستان سردشت واقع شده و جاده خاکی کوتاهی از میان جنگلهای بلوط ، تا همانجا امتداد می یابد. برنامه بازگشت از ارومیه با یک روز تاخیر به سردشت تغییر پیدا کرد و با طی مسیری پر پیچ و خم از میان جنگلهای انبوه پیرانشهرو در امتداد رود پرآب ذاب به ربط رسیدم . دوست ندارم گراوان را به شکل علمی بشناسم. بیشتر یک پدیده هنری است! زنده است و روح دارد... چشمه سنگی با صدای ملایم گازی که از آن می جوشد در امتداد صخره رسوبی که خود بوجود آورده سرازیر میشود ... به جویهای سنگی منظم و کوچکی تقسیم شده و تمام حجم صخره ساخته شده را مرطوب میکند و از انتهای تیز آن به پایین می ریزد . شگفت است و زیبا ... خلوت و آرامش اینجاست که آدمی را با خود به انتهای حقیقت زندگی میبرد . ذره های آب ملیونها سال به همین شکل اینجا جاری شده اند و این صحنه رنگارنگ را خلق کرده اند . به تابلوی کوچک و زیبایی میماند که با دقت تمام آراسته شده باشد و هر قطره اش ملکولی از رنگ را روی این پیکر صخره ای به یادگار گذاشته است .
به آرامی و چقدر صبور ...





+ نوشته شده در 88/04/07ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط راميار |
به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، فائزه 11 ساله و غلامرضا 6 ساله كه خواهر و برادرند روز گذشته را در يك اتاقك شيشهاي به ابعاد يك متر در يك متر و20 سانتيمتر با انواع مارهاي سمي به سر بردند. + نوشته شده در 88/04/06ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط راميار |
یکی از سایتهای بسیار ارزشمند ی که مدتیه دیدمش سایت تاریخ و تمدن جهان باستان است که مطالب بسیار ارزشمند تاریخی و همچنین کتابهای فوق العاده ای برای دانلود وجود دارد . دوستانی که مایل به مطالعه ی کتابهای تاریخی هستند به این سایت مراجعه نمایند .
+ نوشته شده در 88/04/04ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط راميار |
در روز جمعه ۱۳۸۸/۳/۲۹ تیم کوهنوردی میهن سبز پس از فتح قله و هنگام برگشت دچار حادثه گردید و در محلی پایین تر از چاه برفی(حدود ۱۵۰ متری قله) یکی از کوهنوردان با سابقه یزد به نام حسین قطب الدینی بر اثر برخورد سنگ و نداشتن خود حمایت تعادل خود را از دست داد و بیش از ۲۰۰ متر سقوط کرد که در دم کشته شد. ساعاتی پس از حادثه تیم های امداد شامل دوستان کوهنورد ، جمعیت هلال احمر و هیأت کوهنوردی مهریز و یزد بلافاصله در محل حضور یافتند و با تلاش فراوان پس از بسکت نمودن جسد و گذشت بیست ساعت و برپا نمودن کارگاه های متعدد پیکر مرحوم را تا زیر صخره ها در محلی به نام پیوال سوخته به پایین آوردند و از آنجا به بعد به وسیله یک رأس قاطر که از قبل در محل مناسب استقرار یافته بود آن را به مزرعه آدرشک انتقال دادند. هیأت کوهنوردی شهرستان مهریز ضمن تشکر از کلیه عزیزانی که بدون هیچ چشم داشتی و فقط به خاطر حس نوع دوستی و رضای خدا در عملیات امداد به صورت داوطلبانه شرکت نموده اند، این ضایعه اسفناک را به خانواده آن مرحوم و جامعه کوهنوردی تسلیت عرض می نماید. قله میل فرنگی با ارتفاع ۳۹۵۰ متر در منطقه آدرشک شهرستان مهریز قرار دارد و از جمله قله های فنی و دشوار استان یزد می باشد که تاکنون دو نفر شکارچی ، یک نفر گردشگر و یک کوهنورد با سابقه را به کام مرگ کشانده است. منطقه آدرشک در حال حاضر جزء مناطق نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و برای هرگونه فعالیت بایستی مجوز لازم را گرفت.
+ نوشته شده در 88/04/04ساعت 4:29 بعد از ظهر توسط راميار |